eitaa logo
🌐نگاه نو☀️
741 دنبال‌کننده
12.6هزار عکس
19هزار ویدیو
71 فایل
باسلام و ادب و احترام: کانال 《نگاه نو》 برای افزایش آگاهیهای فرهنگی،سیاسی، اجتماعی عزیزانی هست که دوست دارند، مطالب و وقایع تحلیلی روز را مطالعه و به آگاهی و دانسته های خود بیفزایند👏🏻🙏 م.رجایی - مدرس دانشگاه
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🇮🇷 ✊ صحبت‌های تاثیرگذار یکی ازکارکنان پدافند ارتش که درجنگ تحمیلی با رژیم صهیونیستی جانباز شد✊ 🇮🇷به خدا قسم اگر خوب شوم، باز هم منِ ارتشی جان فدای شما خواهم بود✊🙏 🇮🇷ارتش فدای ملت ملت پناه ارتش🙏🇮🇷 🇮🇷═✧☫نگاه نو☫✧═🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
🇮🇷═✧☫نگاه نو☫✧═🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🚩یاحسین🚩 💐تقدیم به شهدای عزیز میهنمان علی الخصوص شهید🌷سرافراز امیرعلی حاجی زاده💔🌹 🇮🇷═✧☫نگاه نو☫✧═🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
🚨🇳🇮 وزیر نیروهای دفاعی رژیم اسرائیل: 🔴 من به نیروهای دفاعی اسرائیل دستور دادم تا یک طرح اجرایی علیه ایران تهیه کنند که شامل موارد زیر باشد: 🔴 حفظ برتری هوایی اسرائیل، جلوگیری از پیشرفت هسته‌ای و تولید موشک، و تلافی جویی علیه ایران به دلیل حمایت از فعالیت‌های تروریستی علیه کشور اسرائیل‼️ 🇮🇷═✧☫نگاه نو☫✧═🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
🇳🇮🚀💥۲۲موج،۲۶هدف🚀💥 🇮🇷🤛🇳🇮آنچه در۲۲موج حملۀ ایران به اسرائیل گذشت😂👌✊ 🇮🇷═✧☫نگاه نو☫✧═🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢فرانسه حتی پس از «پایان» جنگ با ایران، همچنان در حال تخلیه اتباع خود از اسرائیل است‼️😳😂 عجیبه😳😂 🇮🇷═✧☫نگاه نو☫✧═🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇳🇮🇺🇸اعتراف صهیونیست‌ها در شبکه‌های عبری: ما در جنگ با ایران خسارت‌های بی‌سابقه‌ای دیدیم در حالیکه هیچ دستاوردی به‌دست نیاوردیم😂 🇳🇮📺تحلیلگران شبکه عبری کان: برنامه اتمی ایران همچنان پابرجاست؛ ما مدام بر قدرت و توانایی‌های ایران تمرکز کرده‌ایم در حالی‌که از انگیزه دینی و ایمانی آن‌ها درک عمیقی نداریم. 🇳🇮کارشناس اقتصادی کانال 12 اسرائیل: 🇮🇷ایران در این ۱۲ روز خسارت‌های زیاد و بی‌سابقه‌ای به ما زد؛ ما از ۲۰۲۳ در جنگ پس از هفتم اکتبر تا قبل از حمله به ایران ۳ میلیارد شِکِل خسارت دیدیم ، در حالی‌که ایران تنها در این ۱۲ روز ۴.۵ ميليارد شِکِل به ما خسارت زد؛ اکنون ۱۷ هزار آواره داریم‼️😳🚨جالبه😂👏 🇮🇷═✧☫نگاه نو☫✧═🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
20.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍👏میلیون ها نفر در صنعا و سایر شهرهای یمن پیروزی ایران علیه اسراییل را جشن گرفتند و بر ادامه حمایت از ملت مظلوم فلسطین تأکید کردند👌👏 ✊سپاس از یمن شجاع💐 🇮🇷═✧☫نگاه نو☫✧═🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
🇮🇷یک مادرو۵داغ؛روایت شهادت دانشمندهسته‌ای وخانواده‌اش😭 🇮🇷🌷بیشترازیک هفته گذشته و هنوز هیچ نشانی از فاطمه و فهیمه نیست. خانه‌شان آن‌قدر ویران شده که پیداکردن‌شان سخت است. می‌دانم... تا پیکر فاطمه پیدا نشود، فهیمه هم پیدا نمی‌شود. هرجا هستند، کنار هم‌اند، مثل همیشه. 🌍🇮🇷شهادت دانشمند هسته‌ای وخانواده نیک و پاک و خوبش‼️ 🇺🇸شهیدسیدمصطفی ساداتی، همسرش شهیده فهیمه مقیمی، دختران شهیدش ریحانه‌سادات و فاطمه‌سادات و پسر کوچک شهید سیدعلی...😭 آدم کم می‌آورد😭 حتی برای شمردن این نام‌ها، چه برسد به اینکه یک‌جا، پنج داغ بر دلت بنشیند و ندانی برای کدام‌شان عزادار باشی⁉️😭 😭مخصوصا وقتی حتی یک نفر را هم برایت نگذاشته باشند تا دلت که هوایشان را کرد او را بغل بگیری و به جای همه، عطر نفس‌هایش را نفس بکشی. روزی که اسرائیل خانه‌ی دکتر ساداتی را نشانه گرفت، فقط یک ساختمان را خراب نکرد، بنیان دل مادر آجر به آجر فروریخت. اما اگر آوار دلش را کنار بزنی، میان خاکستر قلبش، فقط یک جمله پیدا می‌کنی: فدای سر آقا...نشسته‌ام رو‌به روی مادر داغ‌دیده خانواده ساداتی برای مصاحبه. چشم‌هایش به جای آنکه منزلگاه حلقه‌های اشک باشد چنان با صلابت است که می‌گویی برق این چشم‌ها هوای این را دارد که شبیه موشک خیبرشکنی وسط دل دشمن بنشیند و بیچاره‌شان کند. نه برای آنکه پنج‌تن از خانواده‌اش را گرفته‌اند، نه برای انتقام برای پاک‌کردن لکه‌ای کثیف به نام اسرائیل از خاک مقدس سرزمین قدس✊ 🌍🇮🇷😭ناگفته‌هایی از ساعات شهادت یک دانشمند هسته‌ای😭 شب آخر همه کنار هم بودند. مثل هر سال، عید غدیر را در خانه پدری آقا مصطفی جشن می‌گرفتند. ریحانه با لباس نونوارش می‌درخشید و روسری سبز فاطمه‌سادات، صورت معصومش را شیرین‌تر کرده بود😍 ناهار را که خوردند، تلفن مصطفی زنگ خورد؛ باید جایی می‌رفت. بچه‌ها با شیطنت سر شوخی را باز کردند: «بابا نکنه قراره شما هم شهید بشی که احضارت کردند😳» 💚 مصطفی لبخندی زد، و برای اینکه دل‌شان قرص شود، یک «نه» کش‌دار تحویل‌شان داد‼️ اما وقت رفتن، رو کردبه فهیمه‌خانم و گفت: «بهتره امشب نرید خونه‌مون. یا همین‌جا بمونید یا برید خونه پدر و مادرت. من هم شب برمی‌گردم.» مصطفی که رفت، فهیمه و بچه‌ها هم کم‌کم برای رفتن آماده شدند. قرار شد شب را بروند خانه پدر و مادر فهیمه. ریحانه‌سادات موقع خداحافظی خودش را به پدربزرگ چسباند و با شیرین‌زبانی همیشگی‌اش گفت:«بابا جون حالا که باب شهادت باز شده دعا میکنی من شهید بشم⁉️» دل آقای ساداتی لرزید😭 نگاهش را از چشم‌های ریحانه گرفت و گفت:«دعا میکنم اجر شهید رو بهت بدن دخترم!» اما چند ساعت بعد حوالی اذان صبح، خبرانفجار یک خانه درنارمک تیتر یک رسانه‌ها شد‼️😭 خانه‌ای که همه اهالی‌اش شهید شدند. سیدمصطفی، فهیمه، ریحانه‌سادات ۱۴ ساله، فاطمه سادات ۱۰ ساله، سیدعلی، که تازه تولد ۴ سالگی‌اش را گرفته بود و مادر و پدر فهیمه‌خانم😭 🇮🇷🧕🏻ریحانه بهشتی💚 مادربزرگ یکی‌یکی عکس‌های داخل قاب رانشانم می‌دهدو ازآنها می‌گوید. 🧕🏻 از ریحانه‌سادات شروع می‌کند؛ دختری که وقتی به دنیا آمد، جای همه دخترهای نداشته‌اش را پر کرد و شد نور چشمش. می‌گوید: «ریحانه‌سادات کلاس هفتم بود. مثل پدرش باهوش بود و در مدرسه تیزهوشان درس می‌خواند. از همان کودکی با چادر و روسری بزرگ شد، حجاب برایش از هرچیزی مهم‌تر بود. در گردش‌های علمی سمپادکه مدرسه برایشان می‌گذاشت. به ریحانه گفته بودند باید با فرم مدرسه و بدون چادر بیاید. اما قبول نکرده بود. قید آن گردش را زد تا چادرش را درنیاورد✊ حتی در کانال ایتایش نوشته بود:من اگر لازم باشد به‌خاطر حجابم از فامیل هم می‌گذرم، چه برسد به گردش علمی سمپاد‼️ دست‌آخر مدرسه تسلیم اراده‌اش شد. آنقدر باهوش و مستعد بود که اجازه دادند همانطور که خودش می‌خواهد، در برنامه‌ها شرکت کند👌👏 📖حافظ قرآن هم بود؛ البته هنوز حافظ کل نشده بود راستش یادم نمی‌آید حتی یک‌بار ریحانه را بی‌وضو دیده باشم. آخرین باری که به خانه‌شان رفتم، محو نماز خواندنش شدم، آنقدر با طمأنینه‌ و قشنگ می‌خواند😍 ✍کلاس‌های مهدیارشو را می‌رفت و رفاقتش باامام زمان(عج) روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شد. برای من، ریحانه همیشه بوی بهشت می‌داد و ریحانه‌ی بهشتی من بود. 📚زیاد کتاب میخواند؛کتابهایی که گاهی اصلاً به سن‌وسالش نمی‌خورد. 📚 آقا سید مصطفی بیشتر حقوقش را صرف خرید کتاب برای بچه‌ها می‌کرد. دوست داشت اهل مطالعه باشند، برای همین هر چند ماه یک‌بار کلی کتاب برایشان می‌خرید. انقدر که یک بار پدرش به او گفت: بگذار من هم در خرید کتاب‌ها کمکت کنم، حقوقت کفاف این همه خرج رو نمی‌ده‼️😳 اما سیدمصطفی قبول نکرد. می‌گفت برکت حقوقم همین علم و آگاهی بچه‌هاست!»😭 🇮🇷═✧☫نگاه نو☫✧═🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew قسمت اول روایت🌷ادامه👇👇
۲)قسمت دوم روایت شهادتها🌷 🌷🌷مادرودختری که‌هنوززیرآوارند 😭نوبت میرسد به فاطمه‌سادات و فهیمه‌خانم 🧕🏻🧕🏻 مادر و دختری که آن‌قدر به هم وابسته بودند‼️ حتی زیر آوارهم ازهم جدانشدند😭 «فاطمه‌سادات، مثل ریحانه، دختر مؤمن و اهل مطالعه‌ای بود. مهربانی‌اش زبانزد همه بود. فهیمه، عروسم، معلم دینی دبیرستان بود؛ خوش‌رو، آرام و فداکار. از آن زن‌هایی که بی‌صدا کوه به دوش می‌کشند‼️ 🌳همه سختیهای زندگی رابه جان خرید تا مصطفی به این جایگاه برسد و به‌ عنوان یک دانشمند هسته‌ای به وطنش خدمت کند👌» 🤔نمی‌دانم چرا زبانم بی‌اختیار از پیکرها می‌پرسد؟! اما دل شنیدن جواب را ندارم. «بیشتر از یک هفته گذشته و هنوز هیچ نشانی از فاطمه و فهیمه نیست. خانه‌شان آن‌قدر ویران شده که پیداکردن‌شان سخت است😭😞می‌دانم تا فاطمه پیدا نشود، فهیمه هم پیدا نمی‌شود. هرجا هستند، کنار هم‌اند، مثل همیشه.» شانه‌هایم می‌لرزد اما شانه‌های مادربزرگ نه😭 دلم‌را سپرده‌ام به حضرت زهرا(س) اگر نگاهش را شامل حالمان کند، پیکرشان را به ما می‌رساند. اما اگر نه، عیبی ندارد مگر حضرت فاطمه مدفنش مشخص است که فاطمه‌ی ما مزار داشته باشد⁉️😭😭😭 🇮🇷═✧☫نگاه نو☫✧═🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew ۲)ادامه روایت👇👇👇
۳) قسمت سوم روایت شهادتها 🌍🇮🇷😭قاسم سلیمانی خانه‌ی ما هم با ترور ناجوانمردانه شهید شد😭 😭هر جای دل این مادر که دست می‌گذارم یک خط روضه‌است😭 🏴روضه‌های مجسمی که به چشم دیده «شهادت سیدمصطفی خیلی دور از انتظار برایم نبود‼️ همیشه می‌دانستم دیر یا زود یک روز بالاخره این خبر را می‌شنوم😭 برای همین از قبل به همسرم و پسرهایم گفته بودم هر اتفاقی افتاد اول به خودم بگویند، قول می‌دهم طاقت بیاورم😭 یکشنبه صبح در آشپزخانه مشغول بودم که همسرم دستم را گرفت و گفت بیا بنشین‼️🤔 😳یقین کردم که اتفاقی افتاده مخصوصا که دیشب ریحانه سادات روی زبانش حرف شهادت افتاده بود و ول نمی‌کرد‼️ 📖 قرآن را به سینه چسباندم و گفتم: آماده‌ام. بچه‌ها مِن مِن می‌کردند: مصطفی شهید شده...‌من صبور بودم اما داغ امان نمی‌داد: فهیمه هم شهید شده. برای هر کدام‌شان چندثانیه بیشتر فرصت عزاداری نداشتم چون بلافاصله اسم دیگری از عزیزانم در لیست قرار می‌گرفت: ریحانه‌سادات هم.... 😭 گریه می‌کردم و می‌گفتم: منزل نو مبارک‌شان _فاطمه‌سادات... قبل از اینکه اسم سیدعلی را بیاورند پیش‌دستی کردم: سردار سلیمانی من هم شهید شده؟! از های های گریه‌هایشان جوابم را گرفتم😭 💚سید علی عاشق سردار سلیمانی بود. راه می‌رفت توی خانه و طوری رفتار می‌کرد که مثلا حاج قاسم است. من‌هم به این اسم صدایش میکردم. سردارسلیمانی ما هم پیکرش سالم نبود از روی دی ان ای شناسایی‌اش کرده بودند😭 وقتی در معراج گفتم سید علی را بدهید تا به جای مادرش برای پسرم لالایی بخوانم از سبکی تابوتش فهمیدم چیزی از چهارساله‌ی مان نمانده .ارباً اربا شده😭» 😭تکه‌های دل مادربزرگ، هر کدام جایی افتاده‌اند؛ زیر آوار، کنار فاطمه و فهیمه...کنار پیکر سوخته‌ی سیدعلی...در تابوتِ سر به مهر ریحانه‌سادات...‼️ 🏴جمله‌اش روضه را تکمیل می‌کند: باید خانه را ببینی،برایم گودال قتلگاه درست کرده‌اند. گودالی که دلم می‌خواهد شکایتش را پیش حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) ببرم😭 کاش فقط پسرم را شهید می‌کردند... کاش فقط مصطفی را...🌷» 🌍🇮🇷💐لطفاً کامل بخوانید🙏 التماس دعا وصلوات برای همه شهدا 🇮🇷═✧☫نگاه نو☫✧═🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew