eitaa logo
🌐نگاه نو☀️
740 دنبال‌کننده
12.5هزار عکس
18.8هزار ویدیو
71 فایل
باسلام و ادب و احترام: کانال 《نگاه نو》 برای افزایش آگاهیهای فرهنگی،سیاسی، اجتماعی عزیزانی هست که دوست دارند، مطالب و وقایع تحلیلی روز را مطالعه و به آگاهی و دانسته های خود بیفزایند👏🏻🙏 م.رجایی - مدرس دانشگاه
مشاهده در ایتا
دانلود
🌍🇮🇷🚙🚚⭕️ بخشودگی دیرکرد جرایم رانندگی تا ۱۷مهرماه 👤 رئیس پلیس راهور فراجا : 🔸با توجه به بخشودگی دو برابر شدن جرایم رانندگی درهفته فراجا، رانندگانی که به دلیل دیرکرد در پرداخت جرایم،مبلغ جریمه آنها به دو برابرافزایش پیدا کرده، درهفته فراجا (۱۱ تا ۱۷ مهرماه) می‌توانند تنها اصل مبالغ جرایم را پرداخت و تسویه کنند👌👏 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🇮🇷🫁ارزش زندگی‼️ ارزش اکسیژن رایگان خدا‼️ 🫁ارزش تنفس رایگان الهی🙏 🌍چقدر به خداوند بدهکاریم‼️ 😍زیباست حرفهای مادری پس از ۹۳ سال زندگی‼️ 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
17.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇨🇦🇮🇷سوپرمارکت‌ایرانی درکانادا😂 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🇮🇷📺🇬🇧کولاک کارشناس وطن پرست ایرانی حمید ابراهیمی در پخش زنده BBC مجری شبکه انگلیسی را آچمز کرد‼️👌 🇮🇷💥ما نیازی به بمب اتم نداریم و ابزاری خطرناک‌تر از آن دراختیار داریم✊👌آفرین👏 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
داستان نجار و دو برادر سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند. یک روز صبح درب خانه ی برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت:«من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟» برادر بزرگ تر جواب داد: «بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک من است. او هفته ی گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را به خاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.» سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم. !! نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت:« من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.» نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:«نه، چیزی لازم ندارم.» هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود. کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت: «مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟» در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست. وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است. کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد. نجار گفت: «دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم.» راستی، تا به حال برای چند نفر پل ساختیم؟! بین خودمون و چند نفر از عزیزانمون حصار کشیدیم ⁉️ 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
🌸🍃📚 آموزنده👏 🔰حکایتِ« نان و حلوای مسموم » ✍دریکی از شهرها زنی بود بسیار حسود، و همسایه ای داشت به نام "خواجه سلمان" که مردی ثروتمند و محترم بود. این زن به خواجه حسادت بسیار میکرد و تلاش می کرد از دارایی ها و آبروی آن مردِ شریف کم کند و نام نیک او را نیز از بین ببرد ولی موفق نمی شد👌 تا اینکه زنِ حسود سرانجام کمر به کشتن آن مرد نیک بست‼️ 🌍آن زن👨‍🎤روزی حلوایی پخت و در آن زهری کشنده ریخت‼️😞 🌳یک روز صبح وقتی خواجه خواست از خانه اش خارج شود زن حلوا را در نانی گذاشت در کوچه و مقابل منزل خواجه به او داد و گفت "خیرات" است...‼️😳 👳🏻‍♂خواجه چون عجله داشت آن را نخورد و در کیسه گذاشت و به راه افتاد. خواجه از شهر خارج شد و در راه به دو جوان برخورد که به نظر می‌آمد خیلی خسته و گرسنه اند‼️ او آن نان و حلواها را به آنها داد . 👥آن دو جوان حلوا را با خوشنودی از خواجه گرفتند و به محض خوردن مردند‼️😳 🤔خبر به حاکمِ شهر رسید. دستور دادخواجه را دستگیرکردند. هنگامی که از وی بازجویی کردند، خواجه داستان را بازگو کرد و گفت که حلوا را صبح، زن همسایه به عنوان خیرات به او داده است.👌👏 حاکم دستور داد زن را حاضر کردند. چون چشم زنِ مکار به آن جنازه ها افتاد،شیون وزاری سر داد و فریاد و فغان به راه انداخت‼️😳 😳معلوم شد که آن دو جوان یکی فرزندِ آن زن حسود و دیگری هم برادر آن زن بوده است😳😞 لذا آن زن‌ِمکار نیز از شدتِ ناراحتی پس از دو روز دق کرد و مرد‼️ 📚مولاامیرالمؤمنین حضرت علی علیه‌السلام درروایتی زیبامیفرمایند: کسی که چاه بکند تا برادرِدینی او در آن بیفتد، اول از همه خودش در آن می افتد👌👏‼️ بر این اساس این حدیث ، این شعر و ضرب المثل از قدیم بین ایرانیان رایج بوده: چاه مَکن بهرِ کسی اول خودت قبل از کسی👌👏 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🇮🇷 🚩✊ ✍️خاطرات عجیب دفاع مقدس را بشنوید: 🚩رزمنده‌ای که بارها تا مرزشهادت میرود و آخر عزرائیل را خسته کرد😍 💥تمام ارتش بعثی عراق بارها برای شهادت او بسیج شدند😞 اما خداوند نخواست...‼️ 💖 حتی پزشکان نیز به خطا او را به وادی شهادت فرستادند...😳 اما باز هم تقدیر الهی چیز دیگری رقم زده بود‼️ سبحان الله 👌حتماً گوش کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌🔰 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
18.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🇮🇷 حکایت مرد طلافروشی که در موقع خرید طلا از یک پیرزن فقیر، سر او را کلاه گذاشته بود و چگونه گرفتار شد.... و شرح این واقعه از سوی مرد طلافروش یزدی در برنامه محفل شبکه ۳ ، آموزنده است👌👏 سبحان الله🙏💐 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷قابل توجه‌آقاپسرای عزیز‼️ 🎞این کلیپ رو ذخیره کنید و هر وقت موقع خواستید ازدواج کنید، زیر بار مهریه‌ی بالا و سنگین نرید و هر مبلغی رو امضا نکنید‼️ لطفاً همه با دقت نگاش کنید🙏 آقاداماد🙏اون امضای پای مهریه؛در عقدنامه یعنی تعهدبه پرداخت‼️ اون قدیما بودکه میگفتن:کی داده کی گرفته‼️ امروزه دیگه اینجور نیست😞 🌍🇮🇷 @EOHEng 🌍
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍طنز تلخ و دردناک😂😳 😂در کشور مکزیک هر کسی بخواد زن دوم اختیار کنہ باید صد ضربہ شلاق از همسر اول خود بخورد. اگہ تحمل کرد میتونہ ازدواج دوم کنہ و اگر تحمل نکرد باید با همون زن اول خودش زندگی کنہ تا اخر عمر‼️😳 👩🏻ببینیدچطوری میزنہ😂😂 هرکہ داردهوس زن دوم بسم‌الله 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🇮🇷درس از تاریخ معاصر📚 🤝🇺🇸🤝عاقبت رؤسای جمهور و نخست وزیر کشورها قبل و بعد از هم‌پیمانی با آمریکای بی تعهد و جنایتکار‼️ شاه ایران سالها خادم و نوکر آمریکا بود ولی آخرکار به آمریکا حتی برای درمان سرطان راهش ندادند‼️ شاه‌گفت:آمریکائیهاخیلی بی‌شرف‌ و....و پدرسوخته و نمک نشناسند‼️👌👏 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew