eitaa logo
🌐نگاه نو☀️
741 دنبال‌کننده
12.5هزار عکس
18.9هزار ویدیو
71 فایل
باسلام و ادب و احترام: کانال 《نگاه نو》 برای افزایش آگاهیهای فرهنگی،سیاسی، اجتماعی عزیزانی هست که دوست دارند، مطالب و وقایع تحلیلی روز را مطالعه و به آگاهی و دانسته های خود بیفزایند👏🏻🙏 م.رجایی - مدرس دانشگاه
مشاهده در ایتا
دانلود
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🇮🇷وقتی که رهبری برای مرحوم کاسبی چفیه فرستاد💚 💐روح این هنرمند متعهد ومخلص شاد و در آرامش باد و با نیکان عالم انسانیت محشور و مانوس باد🙏 😍 یادشان گرامی باد◾️ ان‌شاءالله با سردار دلها محشور شوند 🤲🙏 🇮🇷 🇮🇷 👏 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚗🚙 چندنکته امنیتی مهم‼️ 🚕🚙🚗سوار اسنپ و تپسی نشید اگر این چهار تا اتفاق افتاد ❌ لطفاًببینیدوبه اشتراک بگذارید🙏🏻 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
🌍شبتان در آرامش و شادی👏 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍😳🏚🛕فرونشست عجیب زمین و بالا آمدن فاضلاب در مغازه و خانه‌ها و خیابان‌ نشاط اصفهان‼️😳😞 خدا به دادشون برسه😳 💦در گزارش اطلاعات دقیق و کاملی نمیدهد که واقعاً نشست زمین هست یا گرفتگی شبکه فاضلاب⁉️😳 🌍🇮🇷 @EOHEng 🌍
623.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷خداحافظ خوش غیرت🏴 روحت شاد آقای کاسبی💐 🇮🇷💐شادی روح هنرمند خوب و دوست داشتنی و متعهد کشورمان فاتحه با صلوات💐😍 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔‌غمگین‌ترین اسیر ؛ پایان تلخ آزادی❗️ 🇵🇸🚩‌پدری که پس از مدت‌ها اسارت، سرانجام از زندانهای اسرائیل غاصب وجنایتکار آزاد شده ولی هنگام بازگشت به‌خانه دریافت که دیگر خانه‌ و همسر و فرزندانی برای او باقی نمانده است😔 🇵🇸🧕🏻👥‌همسر و تمام فرزندانش در بمباران بی‌وقفه صهیونیست‌ها در غزه به شهادت رسیده‌اند‼️😭😞 🇵🇸آزادی‌اش به جای لبخند، با اشک و سوگ وماتم همراه شده است😭 رهایی‌ای که بوی مرگ میداد💔 🪧🇳🇮
🇳🇮📺 اعتراف دیرهنگام رسانه های صهیونیستی به تلفات نظامی در حملات موشکی ایران👌👏 رسانه‌های صهیونیستی: 🔴 یک نظامی اسرائیلی پس از چهار ماه از جراحت ناشی از موشک ایرانی که در روز اول نبرد به او اصابت کرده بود، کشته شد‼️😳 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍سلام صبح شما بخیر 😳عجیبه😳 جانورانی به شکل گل😳 باورش سخته به نظر میاد هوش مصنوعی باشه 🌍🇮🇷 @EOHEng 🌍
🔸 آن شب، شیفتۀ دین پدر شدم! 📝 (خاطرهٔ فرزند آیت الله حائری شیرازی از پدر) تازه نه سالم تمام شده بود. شب ٢١ ماه مبارک رمضان داشتیم آماده می‌شدیم برای احیای شب قدر. مراسم مسجد شهداء -مسجد بزرگ شهر- را پدر برگزار می‌کرد. او امام جمعه و نمایندۀ ولی فقیه در شیراز بود. مسجد شلوغ می‌شد. هر سه شب، من و برادرها هم همراه مادر و پدر به مسجد می‌رفتیم. ساعت ٩ شب، پدر داشت وضو می‌گرفت. رفتم کنارش ایستادم و گفتم: «چرا همۀ ما باید حرف‌های یک نفر رو که خداست گوش کنیم؟ اصلاً خدا کیه؟». پدر نگاهی به من کرد و مسح سرش را کشید. ادامه دادم: «من تا ندونم خدا کیه نمی‌توانم براش دعا کنم و نماز بخونم. من اصلاً نمی‌تونم برای کسی که نمی‌بینمش کاری انجام بدم». پدر مسح پایش را کشید و نشست کنار من. - خب برو ببین خدا کیه! - از کجا بشناسم؟ شما که خدا رو می‌شناسید برام بگید تا بشناسم. پدر دستم را گرفت و آورد توی ایوان خانه و نشاند کنار خودش. برایم از خدا گفت، مثال آورد و گفت و گفت و گفت. یک ساعتی که گذشت، مادر آمد. - حاج آقا، مگر مسجد نمی‌روید؟ دیر می‌شود. بقیه حرفتان را بگذارید برای فردا. - میدانم اما امشب باید این بحث را برای فاخره به نتیجه برسانم. مادر با تعجب به من و پدر نگاه کرد و گفت: «حاجی، پس تکلیف این جماعتی که آمده‌اند احیا چه می‌شود؟ نمی‌توانی به آن جمعیت بگویی من باید بحث را برای دخترم تمام کنم!». ☎️پدر بلند شد و رفت سمت تلفن: «درستش می‌کنم». شماره گرفت و با کسی حرف زد. تلفن را گذاشت و دوباره شماره گرفت و حرف زد. مادر چشمانش خیره به پدر مانده بود. چیزهایی که می‌شنید را باور نمی‌کرد. پدر تلفن را گذاشت و رو کرد به مادر و گفت: «درستش کردم؛ یکی از دوستان به جای من می‌رود مسجد برای برگزاری مراسم احیاء. شما هم که ماشین می‌آید دنبالتان با پسرها بروید احیاء. من با فاخره در خانه می‌مانم. می‌خواهیم تا صبح حرف بزنیم». 🌄نمی‌دانستم چه باید بگویم. از این که بی‌موقع سؤال کرده بودم، کمی از دست خودم دلخور شدم، اما از این که پدر مراسم احیایش را به خاطر من به هم زد تا جوابم را بدهد خیلی خوشحال بودم. باورم نمی‌شد. تازه به سن تکلیف رسیده بودم و اینکه پدرم به من اهمیت داد و دیده شدم، خوشحالم کرد. 🌠تا سحر با پدر حرف زدیم تا وقتی که مادر و برادرها از مسجد آمدند. اصلاً حرفی نزد که «امشب شب دعاست و من نتوانستم نمازی بخوانم یا دعایی کنم یا به خاطر تو به مسجد نرفتم. همۀ شب برایم با خوش‌رویی حرف زد. پدر یک شبِ خود را تمام و کمال برای من گذاشت. پدر با این کار، من را تمام عمر، پایبند و شیفتۀ آن یک شب کرد. شیفتۀ دینی که در آن تربیت شده بود. او پدر من بود و به من اهمیت و عزت داد. بعدها بارها و بارها در جاهای زیادی این خاطره را تعریف کردم و هر بار با یک واکنش مشترک و شبیه به هم روبه رو شدم؛ می پرسیدند: «واقعاً؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟» حالا که برمی‌گردم و به زندگی‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم تمام روزها و لحظه‌های زندگی من، چنین اتفاقات درخشانی داشته است. 📖 منبع: کتاب «من فاخره‌ام»؛ پدرانه‌های تربیتی آیت الله حائری شیرازی (روایتهای‌فاطمه‌حائری‌شیرازی ازپدر) 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷🚚🚛اقدام جالب راننده کامیون ها به مناسبت درگذشت مرحوم محمد کاسبی، بازیگر فیلم خوش رکاب🏴 😳🗞وقتی نسبت به وطنت و آرمانهاش غیرتمند بودی، هموطنات هم برات غیرتی میشن‼️👏 روحش شاد ویادش گرامی💐  ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
15.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🇮🇷✊تموم شد اون دورانی که قمه کشی کنید و کسی جرئت نکنه بیاد جلو😳 الان گردنکشی کنی تیرتو پاته✊ 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
17.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🇮🇷😞حجاب رو رد کردیم، و وارد مرحله برهنگی شدیم و با این روند به زودی وارد مرحله بی خانوادگی خواهیم شد‼️😞😭 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew