eitaa logo
🌐نگاه نو☀️
740 دنبال‌کننده
12.5هزار عکس
18.8هزار ویدیو
71 فایل
باسلام و ادب و احترام: کانال 《نگاه نو》 برای افزایش آگاهیهای فرهنگی،سیاسی، اجتماعی عزیزانی هست که دوست دارند، مطالب و وقایع تحلیلی روز را مطالعه و به آگاهی و دانسته های خود بیفزایند👏🏻🙏 م.رجایی - مدرس دانشگاه
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷نقش جدی مادرها درتربیت فرزندان🧑🏻‍🦱👦🏻👧🏻 👦🏻من‌ کلاس‌ا ول‌ دبستان‌ بودم.‌ این اخوی ما که اکنون‌فقط ۲ سال از من بزرگ‌تر هستند، بخاطر می‌آورم که در آن زمان هم ۲سال از من‌بزرگ‌تر بودند، در همه جا و در همه کار با هم بودیم، عین‌هو دو تا شریک. یک روز دو نفری با هم رفتیم نان بخریم. نان‌در آن روزگار دانه‌ای دوقران یا شاید پنج قران بود. البته نه این‌ که نان آن موقع مثل همه چیزِ این موقع، دو نرخی و یا چند نرخی باشد، نه، در اصل من یادم نیست. خلاصه ! به‌سمت نانوایی می‌رفتیم که به یک‌باره اخوی هیجان‌زده گفتند : «پول، پول!». گفتم : «کو، کجاست، کو پول؟!». یک‌ دوقرانی روی‌زمین، توی‌ خاک‌ها افتاده بود. آن‌زمان مثل‌حالا نبود که‌تا توی دهن خلق‌الله را هم آسفالت کنند! (بسلامتی شما) خیابان‌ها و کوچه‌های اطراف خانه‌ی ما، همه خاکی بود. خلاصه، ... اخوی دو زاری را برداشتند. نان را خریدیم و به خانه برگشتیم. مرحومه‌مادر در زیرزمین مشغول‌طبخ غذا بودند. اخویِ‌خوش‌خیالِ ما، نان‌را روی میز گذاشت و گفت : «اینم پیدا کردیم.» و دو قرانی را به مادر نشان داد. مرحومه‌مادر پرسیدند : «از کجا؟!» اخوی گفت : «توی‌خیابون، روی زمین افتاده بود. صاحب نداشت.» والده گفتند : «مگر پول بی‌صاحب می‌شه!؟ پول، روی زمین افتاده بود و شما هم برداشتیش؟!» اخوی گفت : «بله برداشتم.» باز مادر گفتند :«با کدوم دستت پول‌رو از روی زمین برداشتی؟!» اخوی از همه‌جا بی‌خبر گفت : «با این دست!». آقا! ... این دست داداش ما که بالا آمد (خدا بیامرزد رفتگان شما را) این مرحومه مادرمان مثل اینکه دزد گرفته باشند، جوری این‌مچ دست اخوی‌را در دست گرفتند، گویی‌دزدی‌در چنگ یک عدالتی گرفتار آمده که اصلاً عدالتش اهل پارتی‌بازی و سفارش و حقّ‌حساو زيرميزی نیست. از ترس مجازات و سوز کیفر، یک رعشه‌ای به‌جان و تن ما اِخوان افتاد، که انگار هر دو به بیماری پارکینسون مادرزادی مبتلا هستیم. مرحومه مادر، این اخوی نگون‌بخت ما را همین‌طور که بطرف‌چراغ خوراك پزی می‌بردند، فرمایش می‌کردند : «الآن یک قاشق داغ می‌کنم، پشت دستت می‌ذارم، تا یادت بمونه پولی که مال تو نیست، بهش دست نزنی». عزم مرحومه‌مادر برای مبارزه با هر گونه فساد اقتصادی [اعم از دانه‌ریز و یا دانه‌درشت] یک جزمی داشت، بیا و ببین. چشم‌تان‌روز بد نبیند،مادر شعلهٔ چراغ گاز را که روشن کردند، این اخوی ما زد زیر گریه. مثل ابر بهار اشک می ریخت. از همان فاصله‌ی‌چند متری من‌هم سوزش آن‌داغ را زیر پوستم حس‌کردم و زدم‌زیر گریه .. محشر کبریٰ‌به‌پاشده بود. با کم و زیادش‌حداقل پنجاه‌دفعه این اخوی ما، هِی گفت : «غلط کردم مادر! مادر غلط‌کردم!و احتمالاً درمقام استغفار، یک جمله‌ی کوتاه دیگر را هم یکی‌دوبار گفت‌که فکر کنم‌فعلِ خوردم خوردم را صرف می‌ کرد!» بالأخره دل مادر به رحم آمد و گفتند : «این دفعهٔ اوّل و آخرت بود؟! اخوی هم به جمیع کائنات در عالم هستی، قسم یاد کرد که دفعه‌ی اول و آخرش باشد. مادر دست‌اخوی را که رها کردند، نگاه پر جذبه‌ی مادر به من دوخته شد. قلبم آمد توی دهنم.فهمیدم به‌عنوان مشارکت یا معاونت در برداشتن دوزاریِ مردم، متهم ردیف دوم پرونده هستم.در کسری از ثانیه تجزیه و تحلیل کردم که باید به یک جایی پناه برد. آن موقع امکانات نبود و ما که نمی‌توانستیم به کانادا پناهنده شویم، پس هیچ‌جا بهتر از گوشه‌ی حیاط به ذهنم نرسید. مثل تیری که از چِلّه‌ی‌کمان رها شده باشد، پله‌های زیرزمین را دو تا یکی کردم و رفتم داخل حیاط و چهارنعل دويدم سمت مستراح و (گلاب به روی‌تان) به مستراح گوشه‌ی‌ حیاط پناهنده شدم.در را هم از داخل به روی‌خودم قفل کردم.‌ صدای هر تَپشِ قلبم را دوبار می‌شنیدم که صدای دومش مربوط به پژواک صدای قلبم از دیوارهای توالت بود.‌ مادر به پشت درب اقامت‌گاه من رسیدند و گفتند :‌ «بیا بیرون!»امّا من فقط عاجزانه التماس می‌کردم :«غلط کردم مادر! مادر غلط کردم!». مرحومه‌مادر دریافتند باتوجه به محل پناهندگیِ‌من، این«غلط کردم!» خیلی فراتر از یک«غلط کردمِ»معمولی‌است و حواشی زیادی بر آن مترتّب است که شامل صرف‌کردنِ فعلِ‌خوردن هم می‌ شود! بالأخره با کلّی عجز و لابه، مادر امان دادند. اکنون من از یک‌حبس خود‌خواستهٔ مستراحی و یک‌کیفر داغ رهایی جسته بودم. ندایی از درون بمن نهیب زد که: «استثنائاً" همین یک بار جَستی مَلَخَک!». از آن زمان تا امروز بیش از چهل‌ و اندی‌سال می‌گذرد. شما الآن‌کلّ‌بودجهٔ جاری و عمرانی ایالات‌متحدهٔ آمریکا را بسپار به این اخوی ما، دور از جان، اگر از گرسنگی بمیرد به پول دشمنش هم دست نمی‌زند كه هيچ، اصلاً نگاهش هم نمي‌كند.🌹 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
🔹دهان بی گناه ✍🏻 سکوت در اثر بستن دهان نیست در اثر باز کردن فکر است هر چه فکر شما بازترباشد، سکوت شما بیشتر هر چه فکر بسته تر، دهان بازتر خدا ،خود سکوتی محض است صدای خداوند سکوت است در سکوت خلق میکند در سکوت جوابت را میدهد
🏴 🏴فاطمیه🏴🏴 🖤فاطمیه ماه‌خون ماه‌ِغم‌است فاطمیه یک محرم ماتم است فاطمیه چشم گل پر شبنم است فاطمیه عمر گل ها هم کم است 🖤فاطمیه دیده‌ی مهدی تراست اشک ریزان در عزای مادر است 💫اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها 🖤💫وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ 🤍💫 ایام شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها برشما وهمه مومنان 🖤💫تــســلــیــت بـــــاد😔
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🇮🇷📚🌧پاسخ استاد قرائتی به یک شبهه‼️ حتماً ببینید 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍توجه🔌😳مراقب روزنه و سوراخهای روی وسایل الکتریکی باشید🙏 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
🤔داعشی وتروریست باش گاو شیرده باش و باج بده برده ترامپ باش و تحقیر شو‼️ ... .... ... مافیای رسانه آزادیخواهت میکند‼️ حکمرانی رسانه یعنی این‼️ سوادرسانه نیازِحیاتی جامعه امروز 🌍🇮🇷✊ ایرانی بمیرد، نمی تواند اینطور سرسپرده زندگی کند‼️✊ 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سرشارم‌ازجوانی،هرچند پیرِدهرم چون‌سرو درخزان‌نیز رنگ‌ِبهاردارم 🌍🇮🇷سلامتی،عزت و طول عمر با برکت مقام معظم رهبری صلوات💐 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
🌍🇮🇷نَصرُمِن‌الله‌وَفتحًُ‌قَریب🚩 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
🌍🇮🇷نگاه متفاوت به دنیا😍 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
18.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📚اهل مطالعه تاریخ باشید‼️ 👣رد پای دشمنان فتنه‌گر🇬🇧🇺🇸🇳🇮در زندگی هامون رو بشناسیم....‼️ 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلیل اصلی گرونی برنج وجود زالوصفتهای محتکر هست‼️ 😞بیچاره‌مردم بدون‌حامی😔 🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷 🌍🇮🇷 @NegahNew