4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍😍خیلی تلاش کنید این کلمه از زبان و دهانتون نیفته...‼️
🌹اَلحَمدُلِلّه 🙏
🌍🇮🇷 @NegahNew
🇮🇷✧☫#نگاه_نو☫✧🇮🇷
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴🇺🇸ترامپ ملعون:
اکثر مردم هر جا اگر بودند تا الان تسلیم شده بودند. اما ایرانیها تسلیم نشدهاند‼️✊
بنابراین، من به آنها اعتبار میدهم (تحسین میکنم)
🪧#مرگبرآمریکایجنایتکار🇺🇸
🪧#مرگبراسرائیلتروریست🇳🇮
🌍🇮🇷 @NegahNew
🇮🇷✧☫#نگاه_نو☫✧🇮🇷
23.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇺🇸🇳🇮📺علیرضا نوریزاده در آنتن زنده تلویزیون موساد:
▪️با اطلاع دقیق میگویم؛ بر اثر حملات ایران، کویت بسیار آسیب دیده، زیرساختهای بحرین از بین رفته و اردن در خطر است...‼️
🪧#مرگبرآمریکایجنایتکار🇺🇸
🪧#مرگبراسرائیلتروریست🇳🇮
🌍🇮🇷 @NegahNew
🇮🇷✧☫#نگاه_نو☫✧🇮🇷
هدایت شده از مهندسیبهداشتمحیطوکار
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🐊مارمولکی غولپیکر، وارد فروشگاهی در تایلند شد‼️😳😂
🐊مارمولک مانیتور به قد ۱.۸ متری وارد فروشگاهی در تایلند شد و با بالا رفتن از قفسهها، باعث ترس و وحشت مشتریان گردید‼️😂😂
🌍 نیروهای حیاتوحش تایلند این حیوان را بدون آسیب از فروشگاه خارج کردند‼️👌👏😂جالبه😂
انصافاً ترسناک بوده😂
🌍🇮🇷 @EOHEng
🌍 #مهندسی_بهداشت_محیط
*وقتی واژهها لباس عوض میکنند
* *✍ احسان رازانی*
استادیار روابط بین الملل
معمایی را تصور کنید:
اگر کسی از قدرت سخن بگوید، از بازدارندگی دفاع کند، بر حفظ اهرمهای فشار تأکید کند، درباره هزینههای عقبنشینی هشدار دهد و بگوید در جهانی بیرحم باید از موضع قدرت مذاکره کرد، او را چه باید نامید؟
در ادبیات روابط بینالملل، پاسخ روشن است: واقعگرا.
اما معمای عجیبتر اینجاست: چرا در بخشی از فضای سیاسی و رسانهای ما، همین فرد ممکن است «آرمانگرا»، «تندرو»، «غیرواقعبین» یا حتی «ماجراجو» نامیده شود؟ و در مقابل، کسی که عقبنشینی، کاهش سطح تنش، پذیرش محدودیتها و کنار آمدن با فشار قدرتهای بزرگ را توصیه میکند، «واقعگرا» خوانده میشود؟
این یادداشت از همین نقطه آغاز میشود؛ از لحظهای که واژهها جای خود را عوض میکنند و معناها، بیصدا و آرام، سرنگون میشوند. مسأله فقط یک اختلاف لفظی نیست. وقتی معنای مفاهیم سیاسی وارونه شود، راهبردها نیز مختل میشوند. زیرا ملتها فقط با اسلحه، اقتصاد و دیپلماسی تصمیم نمیگیرند؛ با زبان هم تصمیم میگیرند. زبانی که مفاهیمش کژ شده باشد، میتواند محاسبه را کژ کند و تصمیم را به بیراهه ببرد.
در نظریه روابط بینالملل، واقعگرایی یا Realism بر چند اصل استوار است: جهان سیاست جهانی فاقد داور نهایی است؛ قدرت اهمیت بنیادین دارد؛ دولتها برای بقا، امنیت و منافع ملی خود عمل میکنند؛ و هیچ کشوری نمیتواند صرفا بر حسن نیت دیگران تکیه کند. از نگاه واقعگرایان، نظام بینالملل بیشتر شبیه میدان رقابت است تا محفل اخلاقی. در چنین جهانی، بقا به نیتهای زیبا وابسته نیست؛ به توان، محاسبه، ائتلاف، بازدارندگی و شناخت دقیق موازنه قوا وابسته است.
پس واقعگرایی به معنای سازش دائمی نیست. واقعگرایی یعنی دیدن نسبت قدرت و هزینه. گاهی مذاکره واقعگرایانه است؛ گاهی مقاومت. گاهی عقبنشینی تاکتیکی خردمندانه است؛ گاهی همان عقبنشینی، دعوتنامهای برای فشارهای بعدی است. گاهی پرهیز از درگیری عاقلانه است؛ گاهی نیز اگر رقیب مطمئن شود که هزینهای نمیپردازد، جنگ نزدیکتر میشود نه دورتر. جهان سیاست پر از همین تناقضهای ظاهری است: گاهی قدرت، صلح میآورد و ضعف، جنگ.
مشکل از آنجا آغاز میشود که در زبان سیاسی ما، «واقعیت» اغلب به «پذیرش وضع موجود» تقلیل داده میشود. یعنی واقعگرا کسی معرفی میشود که بگوید: نمیشود؛ نمیتوانیم؛ باید کوتاه آمد؛ باید هزینه نداد؛ باید قدرت طرف مقابل را پذیرفت. در این نگاه، واقعیت همان فشار بیرونی است و عقلانیت یعنی کنار آمدن با آن. اما آیا واقعیت فقط فشار امروز است؟ آیا تهدید فردا واقعیت نیست؟ آیا هزینههای بلندمدت عقبنشینی واقعیت نیست؟ آیا از دست رفتن بازدارندگی، فرسایش اعتبار، کاهش قدرت چانهزنی و جسورتر شدن رقیب بخشی از واقعیت نیست؟
اینجاست که وارونگی مفهومی رخ میدهد. هزینه مقاومت، چون فوری و آشکار است، دیده میشود؛ اما هزینه تسلیم، چون تدریجی و پنهان است، اغلب از چشم میافتد. مقاومت، پرهزینه معرفی میشود؛ اما عقبنشینی، بیهزینه جلوه میکند. حفظ عمق راهبردی، ماجراجویی نام میگیرد؛ اما از دست دادن اهرمها، عقلانیت. بازدارندگی، تحریکگری خوانده میشود؛ اما بیدفاعی، آرامش. این همان لحظه خطرناک است که زبان، دیگر ابزار فهم جهان نیست؛ به پردهای تبدیل میشود که بخشی از جهان را میپوشاند.
ریشههای این وارونگی را باید در تاریخ سیاسی ایران هم جست. حافظه جمعی ما پر است از لحظاتی که قدرت خارجی، خود را بهعنوان «واقعیت» تحمیل کرده است: شکستهای قاجار، قراردادهای تحقیرآمیز، نفوذ قدرتهای بزرگ، اشغال کشور، سقوط دولتها و تجربههای تلخ وابستگی. در چنین تاریخی، «واقعیت» گاه مترادف شده با زورِ طرف مقابل؛ و «عقلانیت» با پذیرش آن زور. بهتدریج این تصور شکل گرفته که واقعبین کسی است که حد قدرت خود را بپذیرد؛ اما کمتر پرسیده شده که آیا واقعبینی فقط شناخت محدودیتهاست یا شناخت امکانها هم هست؟
از سوی دیگر، نظریههای روابط بینالملل نیز همیشه دقیق و کامل وارد فضای فکری ما نشدهاند. رئالیسم، که در اصل نظریهای پیچیده درباره قدرت، امنیت، بقا، توازن و رفتار دولتهاست، گاه به نسخهای سادهشده فروکاسته شده است: قدرت بزرگ را بپذیر؛ از جنگ بپرهیز؛ هزینه را کم کن؛ با نظم غالب کنار بیا. این دیگر رئالیسم نیست؛ سایهای کمرنگ و دستدوم از رئالیسم است. رئالیسم اصیل به همان اندازه که سادهلوحی آرمانگرایانه را نقد میکند، سادهلوحی در برابر قدرت را هم نقد میکند.
♨️ کانال جهان خبر
🌍🇮🇷 @NegahNew
🇮🇷✧☫#نگاه_نو☫✧🇮🇷