هدایت شده از suzy's safe place.
مجدداً، عشق فقط دو جوره، عشق سوزان به سوزان، عشق بقیه به سوزان.
Nexus
مجدداً، عشق فقط دو جوره، عشق سوزان به سوزان، عشق بقیه به سوزان.
تنفر هم فقط دو جوره، نفرت مهرداد از مهرداد، نفرت مهرداد از بقیه.
جهان، تارهای از سایههای در هم تنیده است که هر تار و پودش به نجواهای پلید آغشته شده. در این هزارتوی تاریک، حقیقت چون شبح گمشدهای است که جز درخشش وهمآلود نگاه مفسدان، هیچ اثری از آن نیست. هوا سنگین است، نه از بخار، که از عطر گندیده گناهانی که چون خوره به جان این عالم افتادهاند. و من؟ من دیگر تنها نظارهگر نیستم. دستانم، سرد و بیحس، بار سنگین خون کسانی را به دوش میکشند که در این باتلاق فساد غرق شدند. خونشان چون جوهری سیاه بر روحم نقش بسته و مرا به بخشی جداییناپذیر از این تاریکی بدل کرده است. هرچند این دستهای آلوده، تیغ بُرندهی عدالت در برابر تباهیاند، اما هر ضربهای که میزنند، زخمی عمیقتر بر جان خودشان میکارد. آیا رستگاری در گرو نابودی گناه است، یا خودِ نابودگرم نیز در این چرخه معیوب، گناهکار است؟ هیچ راه گریزی نیست؛ سرنوشت من در این برزخ گناه، با سرنوشت جهان گره خورده است.
_مهرداد.