eitaa logo
Nexus
97 دنبال‌کننده
19 عکس
7 ویدیو
0 فایل
Clarity amidst the clutter. yeah? @Stxvxe
مشاهده در ایتا
دانلود
جمعه.
Nexus
قهوه نباید ۳۰۰ تومن باشه. ولی من دیگه حتی به منو هم نگاه نمی‌کنم. انگار یه قرارداد نانوشته بین من و دنیا بسته شده: تو گرون کن، من هم وانمود می‌کنم مهم نیست. فقط اومده بودم از اخبار فرار کنم. از اون تیترهایی که مثل پتک می‌خورن وسط سرت. می‌خواستم برای بیست دقیقه، فقط به اندازه‌ی خوردن یه قهوه، دیگه اون آدمی نباشم که زیر قلم بی‌رحم نویسنده‌ی تاریخ زندگی می‌کنه. آدمی که هر روز بیدار میشه و می‌بینه داستانش رو یکی دیگه داره می‌نویسه. وقتی قیمت رو گفت، حتی پلک هم نزدم. نه اخمی، نه تعجبی. فقط کارتم رو دادم دستش؛ مثل کسی که داره برای آزادی بعدازظهرش باج می‌ده. یه رشوه‌ی کوچیک به واقعیت، که فقط چند دقیقه ولم کنه. با منطق یه پول در حال مرگ که نمی‌شه بحث کرد. عددها دیگه معنا ندارن؛ فقط بزرگ‌تر می‌شن و تو یاد می‌گیری که کمتر واکنش نشون بدی. حتی حس نکردم سرم کلاه رفته. شاید چون مدت‌هاست حس «سرم کلاه رفتن» تبدیل شده به حالت پیش‌فرض زندگی. امروز صبح یه نوتیف اومد که خیابون‌ها دیگه جای امنی برای راه رفتن نیست. دیشب هم فهمیدم پسر همسایه رو با تیر زدن. خبرها دیگه شوکه‌کننده نیستن؛ فقط مثل بارون سرد می‌ریزن روی سرت و تو یاد می‌گیری خیس بودن رو نادیده بگیری. وقتی هر روز با این فکر بیدار می‌شی که ممکنه آسمون روی سرت خراب شه، یا یه جنگ ناگهانی شروع بشه، کم‌کم توان تعجب کردنت تحلیل می‌ره. ترس تبدیل می‌شه به یه صدای پس‌زمینه. همیشه هست، ولی دیگه براش سرت رو برنمی‌گردونی. اون کافه برای اینه که وانمود کنی هنوز می‌شه نشست، نفس کشید، و برای چند دقیقه، آدم معمولی‌ای بود که فقط قهوه‌ش رو می‌خوره نه کسی که وسط تاریخ گیر افتاده. توی دنیایی مثل این، چه اهمیتی داره قهوه چند باشه؟ اصلاً 300 تومن.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
برا یک‌بار، به من بگو چه حسی دارد که شعر باشی، نه شاعر.
به جای اینکه مشکلات روانمو حل کنم فقط راجع بهش کتاب و و مقاله خوندم و حالا یه افسرده‌ی مضطربم با دایره لغات گسترده تر. ✋
Nexus
آوا این رو داد و گفت خیلی وایب تورو میده و الان من یه خر خوشحال در مزرعم
Nexus
آوا این رو داد و گفت خیلی وایب تورو میده و الان من یه خر خوشحال در مزرعم
آوا هرچیز فرحبخشی میبینه با خودش میگه "عه وا چقدر استیوه" 💘
پارتنری که میشم:
تاریخ پر است از سربازانی که همدیگر را نمی‌شناسند و باهم می‌جنگند، برای کسانی که همدیگر را می‌شناسند و باهم نمی‌جنگند.