📪 پیام جدید
خب.. اینو تصور کن.
(تو یه پیام جا نشد)
تو یه کلبه ی چوبی، لب پنجره نشستی. چشم هاتو باز میکنی. با اولین چیزی که میبینی، حس میکنی میان مرز بین دو مکان نشستی. پیشونیت یخ کرده و صورتت بی حس شده. با هر نفس، انگار دنیایی که در آن سو قرار داره، در ابری سفید و یکدست، محو میشه. سرت رو از این تکیه گاه سرد و شیشه ای دور میکنی. صدای ناله ها و سوختن چوب توی شومینه بر صدای بادی که به پنجره فشار میاره و به ورود و ربودن گرمای داخل اصرار داره، غالبه. هرچند که باد یه هرحال راه نفوذش رو به کلبه ی امنت پیدا کرده بود و پوستت را به سردی نوازش میکرد. آن طرف مانع شیشه ای، در بیرون از کلبه، درخت ها در مهی خاکستری غرق شدن. پرتو های کم جان خورشید سعی در نجات آن ها دارد ولی خود نیز در حال غرق شدن است.
از منظره ی سرد بیرون چشم بر میداری و به گرمای دلچسب خانه ی خودت پناه میبری. از کنار پنجره بلند میشی. قهوه ای برای خودت توی لیوان موردعلاقت میریزی، با کتابی جدید کنار شومینه میشینی و با اولین موج گرمایی که به وجودت میخزه، شروع به خواندن میکنی.
#GPT
📪 پیام جدید
خب... ببینم چی میشه..
(تو یه پیام جا نشد)
بزار یه اتاق رو برات توصیف کنم. یه اتاق کار متعلق به یه ایده پرداز.
دیوار خاکستری زیر طرح ها و قاب عکس های انبوه، به زحمت پیدا بود. زیر پنجره ای که شاخه های درختی خشک را نمایان میکرد، میزی چوبی قرار داشت. در گوشه ای بر این میز آشفته و غرق شده میان کاغذ ها که به ندرت رنگ نظم را به خود میدید، کامپیوتر و قلم های طراحی به چشم میخورد. پیراهن و لباس ها بر روی فرش سرخ کف اتاق، پخش بودند.
در تمام اتاق، طرح های خلاقانه ای از شخصیت ها، مکان ها، ابزار و اشیا خلاقانه و خاص و لباس ها، پراکنده بودند.
#GPT
#دایگو
📪 پیام جدید
در قاب ها، عکس هایی سیاه و سفید از مردان و زنان قرن 19 انگلستان، با لباس هایی فاخر و اشرافی نقش بسته بود.
در گوشه ای از اتاق، کتابخانه ای چوبی قرار داشت. کتابخانه ای که نیمی از آن را دفتر های طراحی جلد سخت و نیمی دیگر را کتاب هایی با موضوعات مختلف، پر کرده بودند. دفتر هایی که برگه های آن از انبوه طرح ها و نقاشی ها تاب برداشته.
(شرمنده. گفته بودم نمیتونم خوب در بیارم)
#GPT
#دایگو
هدایت شده از 𝒱
بنظرم نقاشی رو باید باهم جلو ببری اینجوری نیست که یک نقطه شو بگیری و بری جلو
اول از همه یوتیوب و ردنوت و تلگرام (آرتیست هایی مثل میتی) بهترین دوست هات برای آموزشن و پینترست بهترین رفیقت برای رفرنس گرفتن
دوم اینکه تمرین مهم ترین چیزه هر روز نقاشی کن نمیخواد نقاشی کامل باشه حتی درحد ی چهره ۱۰ دقیقه ای ولی داشته باشه این تدوام برات قانون میشه که هر روز نقاشی کنی
حالا برای شروع میری یوتیوب و پینترست قانون های اولیه که صورت باید چطور کشیده بشه و بدن رو به صورت ابتدایی میبینی و تمرین میکنی بعد هم برو رد نوت تایم لپس ببین روش رنگآمیزی رو یاد میگیری وقتی بار ها و بار ها ببینی حتی اگه از زبونشون چیزی نفهمی از حرکاتش و تکنیک هاش میفهمی و خیلی کمک میکنه بهت