-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
دیدی نقی ؟ منم مثه تو هیچی نشدم - بهتاش فریبا
مثل اشک از چشمای من افتادی ؛
- ارسطو عامل
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
رفیق بود؛ با او میتوانستم بعد از گریههای بلند، از چیزهای کوچک بخندم. - شبتونبیغم 🤍')
ماه باشد شاهد من ؛
که من ، هیچ شبی را بی یاد تو صبح نکردم.
- شبتونبیغم 🤍')
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
هیچیه هیچی مثل اینکه با رفیق صمیمت غریبه بشی نیست :) اصلا این امر جوری بغض داره جوری گنده ک قابل توص
ولی ما اونقدر باهم رفیق بودیم که رمز گوشی هامون ست بودن :)))
امروز عوضش کردم🫠؛
چون هر بار ، با باز کردن گوشیم یادت میوفتادم💔 . .
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
اصلیه همونیه که هرچقدرم عصبی باشی ؛ وقتی میبینیش نمیتونی جلوی خندتو بگیری.
اصلیه تویی ، بقیه فیکتم نمیتونن باشن برا من ، حتی اداتم نمیتونن در بیارن.
گاهی شبا آدم میشینه کلی با خودش سنگاشو وا میکنه ، منطقی حرف میزنه و خودشو قانع میکنه
ولی صبح که میشه باز به حرف دلش گوش میده