اگه یهویی از زندگیتون غیب شدم بدونید دلیلش خودم بودم و شما اونقدر برام عزیز بودید که نمیخواستم درگیر غم و غصهی زندگی من بشید :))).
اولش خودت و گول ميزني كه تنها نيستي، بعدش تازه ميفهمي تنها كه هستي هيچ، خيليا هم زماني كه تنهات گذاشتن و رفتن كاملاً در جريان بودن و رفتن.
الان فهمیدم علاوه بر اینکه شنبست گرم ترین روز اردیبهشت ماهم هست ، لطفاً منو برگردونید به یه پنجشنبه ی بارونیِ پاییزی🥲.
«از وقتی فهمیدهام در دور ترین جایِ زندگیِ کسانی هستم که فکر میکردم قلباً به من خیلی نزدیکاند ، بسیار غمگینم.
انگار که راه رفتهام ، راه رفتهام ، ولی نرسیدهام»