-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
بندر عباس تسلیت🖤
به بابام گفتم بیا بریم خون اهدا کنیم . .
گفت تو خون داری ؟
برخورد بهم :)
ولی دوستان شما اگه براتون مقدوره حتما اینکار رو انجام بدید🤍
رنج ما را شکننده کرده بود ، وزیدن هر بادی ترکهای وجودمان را بیشتر میکرد ، اما ما از سياهترین شب به آفتاب رسیدیم ، کاشتهایم نهال صبر در دل و جانمان ، اگرچه خسته هستیم اما در دو چشممان امید فریاد میزند.
گاهی میگم بیخیال هرچیزی که هست به فکر خودت باش ولی متوجه میشم که من قلب اونارو ندارم.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
رنج ما را شکننده کرده بود ، وزیدن هر بادی ترکهای وجودمان را بیشتر میکرد ، اما ما از سياهترین شب به
او هزاران زن در یک بدن بود ؛
همزمان شکننده و قوی ،
شیرین و سرکش ، طوفانی و آرام
اما آن لبخند، همیشه همان بود و همان تنها چیزی بود که میتوانست در عین حال که تو را ویران میکند ، نجات بخشت باشد.
-گابریل مائورو.
امروز به دوستم گفتم چرا تبریک نمیگی بهم
گفت داداش چیشد که خودتو هنوز دختر میبینی؟
گفتم وااا
بعد یه دلیلی اورد خداشاهده هنگ کرررردم
گفتم شت من معذرت میخوام حق باتوعه از شدتتتتت حق بودن حرفاش میتونم گریهههه کنم🫠