-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
نجات دهندهی تو آینه فقط بقیه رو نجات داد ، خودش غرق شد.
اینی که تو آینهس فقط خوشگله ، نجاتو اینا خیلی ندیدم ازش.
هدایت شده از آخـرشکہچۍ؟!
من طعم تلخ «از دست دادن» رو میپذیرم
ولی زیر بار حس حقارت آمیز «بلاتکلیفی» نمیرم
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
نگاهش دست مرا میگرفت ، مینشاند و ارام میکرد.
دل من به دل تو ، برای دوست داشتنی ابدی ؛ راه داره.