-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
نجات دهندهی تو آینه فقط بقیه رو نجات داد ، خودش غرق شد.
اینی که تو آینهس فقط خوشگله ، نجاتو اینا خیلی ندیدم ازش.
هدایت شده از آخـرشکہچۍ؟!
من طعم تلخ «از دست دادن» رو میپذیرم
ولی زیر بار حس حقارت آمیز «بلاتکلیفی» نمیرم
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
نگاهش دست مرا میگرفت ، مینشاند و ارام میکرد.
دل من به دل تو ، برای دوست داشتنی ابدی ؛ راه داره.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
خواستم فقط بهت بگم : این با عشق فرق داره من عاشقت نیستم ؛ من معتقدم به تو. که آدم توی این دنیای هچل
تو نشونهی خدایی برای من و قلب خستم ؛
تو دقیقا جایی اومدی و قلبمو بغل کردی که نیاز داشتم یکی حواسش بهم باشه و نذاره غصه بخورم.
تو دقیقا جایی اومدی تو زندگیم که من زمین خورده بودم و نیاز داشتم به یکی که دستمو بگیره و کمکم کنه تا دوباره سرپا بشم ، تو شکستگی قلبمو دیدی ، خستگی روحمو درک کردی و با همهی اینا منو بغل کردی و تو قلبت بهم جا دادی.
تو امید منی تو روزایی که از همه کَس و همه چیز بریدم . .