تیر تنها چیز خوبی ک داشت این بود که تولد دوتا احمق توش بود
وگرنه بقیه اش عذاب عذاب . . گرما گرما
خداییش این چندروز آخرش خوشگذشت بهم 💆🏻♀
هدایت شده از - تاسیان -
داستانِ ما، داستان جدیدی نبود اما غمانگیز بود. داستان کسانی که در دلاند، اما دور از چشم.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
حسادت واژه بچگونهایه عزیزم من بنزین میریزم رو کسی که بخواد دست بذاره رو چیزی که ماله منه. - شبتون
اون شب صبح شد
ولی تا روزی که زندم اون شبو فراموش نمیکنم.
- شبتونبیغم 🤍')
آرامش دارم چون میدونم چیزی که برای منه ، منو گُم نمیکنه ، و چیزی که برای من نبوده هیچوقت تو زندگیم نمیمونه!
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
خلم من؟ بیام با تو که محکم طبل نمیزنی؟
خلم من ؟ بیام با تو که آب و برق نداری.
من برای حرف زدن باهات خیلی ذوق داشتم، با دیر جواب دادنا و سرد جواب دادنات کورش کردی.