معلومه که از زندگیم حذفت میکنم و ازت فاصله میگیرم چون نمیدونی چطوری باید باهام رفتار کنی.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
اون شب صبح شد ولی تا روزی که زندم اون شبو فراموش نمیکنم. - شبتونبیغم 🤍')
پاییز میشه ، هوا بهتر میشه ، بارون میاد ، هودی میپوشیم و میریم بیرون و قهوهی داغ میخوریم ؛ دووم بیار.
- شبتونبیغم 🤍')
کاش میشد یه سری حرفا رو راحت و صادقانه بهت بگم ، ولی حیف که نه تو جنبه داری و نه من رویِ گفتن.
از اون آدمایی شدم که بین کم و هیچی ، هیچی رو انتخاب میکنم.
دیگه نه توان آدمهای بلاتکلیف رو دارم ، نه رفاقت های یکی دو روزه ، نه هر نوع رابطهی انسانی نصفه و نیمه…
نداشتن خیلی از چیزا بهتر از نصفه و نیمه داشتنشونه ، مخصوصا آدمها!
عزیزِ جان
خدا کند گیرِ آدمِ ناجور نیفتی!
خدا کند چترت را زیرِ باران،
به کسی نبخشی که با همان چتر،
بزند زیرِ میزِ اِعتمادت.
خدا کند چراغت را به خاطرِ کسی خاموش نکنی،
که تاریکیات را بهانه کند و
به تو از پشت خنجر بزند.
خدا کند اَطرافت آدمهایی باشند،
که اگر بخشیدی، بفهمند.
که اگر از خودت گذشتی،
قدر بدانند و لطفت را وظیفه ندانند.
خدا کند توسطِ کسانی که باید؛
موردِ پذیرش و قدردانی و عشق واقع شوی.
و در آخر خدا کند هیچ زمانی برایِ خوب بودنت،
اِحساسِ حماقت نکنی...