از وقتی تصمیم گرفتم موهامو کوتاه و رنگ کنم
به زیبا ترین ، نرم ترین و صاف ترین ورژن خودشون تبدیل شدن
من با نشدن مشکلی ندارم.
با نشونههایی از شدن ، با امیدهای الکی ، با فکرِ شدن مشکل دارم.
شاید آدم درست نتونه زخمت رو کامل خوب کنه یا رنجت رو کم کنه ، اما قطعا کاری میکنه که بتونی در برابرش بهتر دووم بیاری.
داشتم به این فکر میکردم ک اگر تولدم جشن بگیرم چه افرادی رو میتونم دعوت کنم ، تعدادشو حتی از انگشتای یک دست هم کمتر بود((:
و چقدر تنها بودن گاهی اذیت کنندس((((:
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
من اگه مهربون بودم منفعت نداشت ؛ به خودم حال میداد. - شبتونبیغم 🤍')
میگفتی:
" شبت خوش جانِ من "
بیشتر از خوش بودنِ شب ، اندیشه اینکه جانِ تو هستم ، در من ریشه میکرد و سبز میشد...
- شبتونبیغم 🤍')
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
تا ابد و یکروز میگم تایپم آقا پسریه که بقیه راجبش میگن ” وای این دیگه چیه؟چقدر سرد و خشکه“ ، ولی بر
تایپم؟
پسری که هم بهم میگه پرنسس هم مثل پرنسس باهام رفتار میکنه.