دیگه ترجیحم برا رابطه اینه که بگم ، به بابا سلام برسون و از مامان بابت غذا تشکر کن.
کاری که آدمای اطرافم باهام کردن باعث شد دیگه به هیچ چیز و هیچ کسی اعتقاد و باور نداشته باشم.
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
در من گره هایی کور بسته شدهاند ،
ك فقط میخواهند با دستانِ تو باز شوند !(:
خدایا نیاز دارم یهجوری
درستش کنی ، که هیچ جوره باورم نشه.
خدایا قربونت برم معجزهای میخوام
در حد خدا بودنت.
اون نگفت دوستم دارد ولی وقتی قلبم از سیاهی تاریکتر بود کنارم ماند در حالی که عاشق نور بود.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگتر، فقط میدانم در آغوش منی بی آن که باشی و رفتهای ب
«هنوز هم نمی توانم بفهمم شکاف بین
من و او کِی و چگونه انقدر عمیق شد...