-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
بدون من رفتن کال ؛ هیچ وقت نمیبخشمشون :))))🥲
تا اطلاع ثانوی با سه تا شون کنتاک ؛
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
تا اطلاع ثانوی با سه تا شون کنتاک ؛
غیبت بدرد بخورامون برا وقتی شد که تو هستی
ظرفها را شست ، چراغ آشپزخانه را خاموش کرد ،
همهچیز مرتب بود جز افکارش.
فکرها ، فکرها
مجالِ زندگی کردن را به او نمیدادند.