-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
در خندههایِ تو زندهام.
بارها و بارها "دوستت دارم" را تکرار کنید؛
آدمها هر لحظه نیاز دارند بدانند قلبی هست که برایشان میتپد🩵')
هدایت شده از فاقد ِمحتوا
آن بختِ گریزنده ، دمی آمد و بُگْذشت
غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود(:
بر لبههای نیستی ایستاده بود و با خود تکرار میکرد: «آیا زندگی یک بار طرف مرا گرفتهاست که من طرف زندگی را بگیرم؟»