-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
ناراحت بودن درکنار منطقی بودن و درونگرایی اینطوریه که درک میکنی و ساکت میشی و خودخوری میکنی... -شبت
هیچ انسانی ، بدون شب بخیر ؛ تا صبح بیدار نمانده.
اما گاهی انسانها ، به یاد یک شب بخیر ، سالها بیداری میکشند .
- شبتونبیغم 🤍"
زندگی دقیقا مثل دوچرخه سواریه . .
تجسم کنید این لحظه رو ؛
اولین باره سوار شدید
داری رکاب میزنی ، بابات از پشت گرفته
هواتو داره ! به چپ متمایل بشی یا ب راست تنظیم میکنه کمکت میکنه دلت خوشه بهش امیدداری ک مواظبته و حواسش بهت هست
بعد یهو همینجوری ک داری میری میری متوجه میشی کسی پشتت نیست ؛ اون سوز باد ک میخوره پشتت ک میفهمی بابات نیست دیگه مراقبت تا بهت هشدار بده ، اخطار بده بگه حواستو جمع کن ؛
اینجا آروم برو چاله اس اونجا رو تند برو سربالاییه اینور نپیچ ماشین میاد ....
خودتی و خودت !
نمیتونی ادامه ندی چون وایسادن رو یاد نگرفتی :)
نمیتونی برگردی حتی پشت سرت ، چون کنترل از دستت خارج میشه :)
و اونقدر دوری ک حتی بابات رو هم بخوای ازش درخواست کمک کنی نمیتونه برات کاری انجام بده . .
نمیدونم متوجه ی منظورم شدید یا نه
تونستم منظورم رو برسونم یانه
حقیقتا کلمات کنار هم نمیان تا ادامه بدم
خلاصه خواستم بگم ک سخته :)
به شخصه میتونم بگم اینکه کل بچگیت خیالت آسوده باشه و با اشتیاق برای آینده ات رویاپردازی کنی و وقتی بزرگ شدی با کارات و با به ثمر نرسیدن تلاشات روبرو میشی خیلی غم انگیزه وای از بغض نمیتونم ادامه بدم :)
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
امسال تنها دردی که نکشیدم درد زایمان بود.
اونم ولی زیر فشار امتحانات و کنکور متقبل شدم :)
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
ببخشینا ولی با تو میشه خندید حتی به روی غم.
ببخشینا ولی اگر خدایی هم هست ، برای ما دائم در حال اثبات عدم وجود خودش بود.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
هرشب که میخوام زود بخوابم یه اتفاقی میوفته یجوری بهم میریزه شبمو که کلا نتونم بخوابم .
یجوری برام ثابت شده اس این موضوع ک اصلا برگام :)
دلم میخواد زنگ بزنم و تا ساعتها از موضاعت مختلف حرف بزنم ؛
وسطش گریه کنم ، بخندم ، حرص بخورم و کلییییی غیبت کنم :)
ولی ایده ای برای حرف زدن ندارم و اصلا حوصله شو ندارم . . یعنی بقیه م ندارن حتی تا همراهی کنن باهام 🚶🏻♀