نمیدونم متوجه ی منظورم شدید یا نه
تونستم منظورم رو برسونم یانه
حقیقتا کلمات کنار هم نمیان تا ادامه بدم
خلاصه خواستم بگم ک سخته :)
به شخصه میتونم بگم اینکه کل بچگیت خیالت آسوده باشه و با اشتیاق برای آینده ات رویاپردازی کنی و وقتی بزرگ شدی با کارات و با به ثمر نرسیدن تلاشات روبرو میشی خیلی غم انگیزه وای از بغض نمیتونم ادامه بدم :)
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
امسال تنها دردی که نکشیدم درد زایمان بود.
اونم ولی زیر فشار امتحانات و کنکور متقبل شدم :)
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
ببخشینا ولی با تو میشه خندید حتی به روی غم.
ببخشینا ولی اگر خدایی هم هست ، برای ما دائم در حال اثبات عدم وجود خودش بود.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
هرشب که میخوام زود بخوابم یه اتفاقی میوفته یجوری بهم میریزه شبمو که کلا نتونم بخوابم .
یجوری برام ثابت شده اس این موضوع ک اصلا برگام :)
دلم میخواد زنگ بزنم و تا ساعتها از موضاعت مختلف حرف بزنم ؛
وسطش گریه کنم ، بخندم ، حرص بخورم و کلییییی غیبت کنم :)
ولی ایده ای برای حرف زدن ندارم و اصلا حوصله شو ندارم . . یعنی بقیه م ندارن حتی تا همراهی کنن باهام 🚶🏻♀
بچه که بودم به این فکر میکردم که مگه آدم چی میخواد از زندگی؟ بزرگ که شدم فهمیدم خیلی چیزها.
سلام بر بزرگسالی و خواستههای ناتموم.