-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
حتی اگه رفتارت دروغ بود،بازم ازت ممنونم که یه زمانی حالمو خوب میکردی و تمام دلخوشیم داشتن ادمی مثل ت
من ی تیکه از روح خوشحالمو کنار تو جا گذاشتم ؛ واسه همیشه.
- در انتهایِ پیام برایش نوشت :
حداقل اگر نمیخواستی هم بمانی . .
کاش تمام اعتماد و باورهایِ مرا نابود نمیکردی :)
خیلی برام ناراحت کنندهس که یه سری آدمایی که خیلی دوسشون داشتم کارایی کردن که دیگه دلم باهاشون صاف نمیشه یا نمیتونم حس قبل رو بهشون داشته باشم ، یعنی هر چی به درست شدن روابط فکر میکنم به این نتیجه میرسم که تنها راهش این بود که از اول خراب نمیشد ؛
عادت کنید به بی ادا بودن ، به واقعی بودن ، به لباس تکراری پوشیدن ، به بی آرایش بیرون رفتن ، به قهقهه بلند ، بدون اینکه فکر کنید صداتون تا کجا میپیچه ، به گفتن جملهی " این رستوران گرونه بریم فلافل بخوریم" به گفتن جملهی «دلم برات خیلی تنگ شده» بدون اینکه فکر کنید طرف پرو میشه ، به گفتن درد و غم و غصه و حال بد و نگرانیتون ، بدون اینکه فکر کنید طرف مقابل چه فکری میکنه ، به خودتون بودن ، به بی ادا بودن ، به راحت بودن و سخت نگرفتن عادت کنید باور کنید دلربا ترین ویژگی آدمیزاد همینه :)
شکستن قلنج انگشتام تنها کاریه که با همه ضررهای داشته و نداشتش هیچوقت دلم نمیخواد ترکش کنم چون خیلی سرحال میارتم