شکستن قلنج انگشتام تنها کاریه که با همه ضررهای داشته و نداشتش هیچوقت دلم نمیخواد ترکش کنم چون خیلی سرحال میارتم
دلم میخواد مغزمو از سرم دربیارم بذارم جلوم ، براش چای بریزیم و بگم عزیزِ من ! میشه انقدر بهش فکر نکنی ؟ میشه دست از سر گذشته برداری ؟ میشه به حرف آدما اهمیت ندی ؟ چون خیلی داری اذیتم میکنی.