تو تنها کسی بودی که هیچ جنگی بین عقل و قلبم رخ نداد
هر دو موافق بودن که تسلیمت بشن
من میگم “مهم نیست” و شب ها نمیتونم بخوابم ، وقت و بی وقت گریه میکنم ، سر درد میگیرم ، بی اشتها میشم ، معده درد میگیرم ، عصبی و غمگین میشم ، پر از انرژی منفی میشم ، تو مغزم هی مرورش میکنم ، کم حرف میشم ، زودرنج میشم ، به همه میپرم ، از شدت overthink دهنم سرویس میشه، انقدر کافئین میخورم که دست و پام سِر میشه ، حوصلهی حرف زدن با هیچکس رو ندارم.
- دیبا
غم نبودنت هیچوقت تموم نمیشه عزیزم.
تا ابد این کلمههارو برایِ تو کنار هم میچینم.ـ