تو تنها کسی بودی که هیچ جنگی بین عقل و قلبم رخ نداد
هر دو موافق بودن که تسلیمت بشن
من میگم “مهم نیست” و شب ها نمیتونم بخوابم ، وقت و بی وقت گریه میکنم ، سر درد میگیرم ، بی اشتها میشم ، معده درد میگیرم ، عصبی و غمگین میشم ، پر از انرژی منفی میشم ، تو مغزم هی مرورش میکنم ، کم حرف میشم ، زودرنج میشم ، به همه میپرم ، از شدت overthink دهنم سرویس میشه، انقدر کافئین میخورم که دست و پام سِر میشه ، حوصلهی حرف زدن با هیچکس رو ندارم.
- دیبا
غم نبودنت هیچوقت تموم نمیشه عزیزم.
تا ابد این کلمههارو برایِ تو کنار هم میچینم.ـ
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
خداجون مگه همسنیم که اینهمه باهام شوخی میکنی ؟؟
فکر کنم دیگه وقتشه خدا بیاد بغلمون کنه بگه یه دست واسه دوربین تکون بده.
همیشه تو یه نقطه ای از روابطم با
خودم میگم نکنه اضافه ام و طرف حوصله ام رو نداره ؟
من قرار بود یک و بیست دقیقه گفتم برم یه چک کنم نیم میخوابم
الان یه ساعته تو اینستام و محتوایی ک میبینم :