-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
من برعکسشو تجربه کردم :)
حس میکنم هر چیم بشه اون حسِ اولیه وجود نداره
نمیدونم
گفت : اگه کلمه بودی؟
گفتم : خسته ، فرتوت ، آشفته ، نگران ، بی تاب ، غم زده ، امیدوار ، امیدوار ، امیدوار.
دیدی میگی سرم درد میکنه ، پام درد میکنه...
زندگیم درد میکنه رفقا زندگی درد دارم.
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
مهم نیست چه اتفاقی میوفته ؛
من وظیفه خودم میدونم تا به مقدار زیادی بهش فکر کنم ؛
میشم مسئولیت پذیر ترین ادمی که هست برای فکر کردن به اون مسئله.
اگه بابتش حقوق میدادن خرج هممونو باهم میدادم.