چشم چپم رو پانسمان کردم
بعد فامیلمون اونجا بود ؛ گفت دختر میزاشتی از در بیرون میرفتی جواب این میومد بعد خودتو ناکار میکردی😂💔
بعد باخیال آسوده اومدیم تو میدون دستغیب نشستیم به بستنی خوردن انگار نه انگار که اتفاقی افتاده ؛
مردم رد میشدن بهشون دست تکون میدادیم اونام سلام میدادن🦦😂
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
به ماه چشم دوختم با این امید که ممکن است، تو هم ماه را ببینی. - شبتونبیغم 🤍"
غم هاتو فراموش کن و خواب قشنگ ببین.
- شبتونبیغم 🤍"
کاش بشه آدم وقتی میخواد کاری کنه آینده رو ببینه ؛
بخدا از دست خودم قد مرگ خستم :/