یعنی چی که هفته ی اول دانشگاه نرید ؟؟
سه ماه تابستون غلط خیلی خاصی میکردی نرسیدی تموم کنی تا الان که هفته ی اول دانشگاهم نمیخوای بری ؟
هر چنلی رو باز میکنه هی میگه هفته ی اول دانشگاه نرید .
«هردفعه که ناراحتم میکنی بهت نمیگم چون هیچی عوض نمیشه ، خودم خودمو ترمیم میکنم و هر دفعه کمتر دوستت دارم.»
مثلا ببینیش ، ازش بپرسی تو که فکر میکردی اگه منو ول کنی بری حالت بهتر میشه ، بهتر شدی؟
تلخی زندگی اونجا غلیط میشه که «دوست صمیمی»
تبدیل میشه به «یه زمانی دوست صمیمیم بود»