«هردفعه که ناراحتم میکنی بهت نمیگم چون هیچی عوض نمیشه ، خودم خودمو ترمیم میکنم و هر دفعه کمتر دوستت دارم.»
مثلا ببینیش ، ازش بپرسی تو که فکر میکردی اگه منو ول کنی بری حالت بهتر میشه ، بهتر شدی؟
تلخی زندگی اونجا غلیط میشه که «دوست صمیمی»
تبدیل میشه به «یه زمانی دوست صمیمیم بود»
لطفا جا نزن
شاید بهترین بوسهات ، بیشترین خندهات و فوق العادهترین روزت هنوز در راه باشد.
یه چیزی که از بابام یاد گرفتم و خیلی برام ارزشمنده اینه که
تهش از همه ی ما باید یه "خاطره ی خوب" بجا بمونه ،
بقیه اش دیگه اهمیتی نداره.