لطفا جا نزن
شاید بهترین بوسهات ، بیشترین خندهات و فوق العادهترین روزت هنوز در راه باشد.
یه چیزی که از بابام یاد گرفتم و خیلی برام ارزشمنده اینه که
تهش از همه ی ما باید یه "خاطره ی خوب" بجا بمونه ،
بقیه اش دیگه اهمیتی نداره.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
" قَد نری تقلّبَ وجهکَ فی السماء و من تورو میبینم وقتی که از شدت ناراحتی به آسمون نگاه میکنی. " -ب
آرزو میکنم در ناباورانهترین حالت زندگیتون ، اون اتفاق قشنگی که فکرش هم نمیکنید بیوفته.
- شبتونبیغم 🤍"
بااینکه زمستون رو دوست دارم
ولی باز نمیتونم مثل شما از رفتن گرما خوشحال باشم من برای طی کردن یه پاییز سرد دلگیر و تاریک آمادگی ندارم احتمال فروپاشیم هس :))
یکهو به قدری ناراحت میشم و پرت میشم تو گودال غم و ناراحتی ، انگار من نبودم که همین چندساعت پیش میخندیدم و میو.
یاد گرفتم در پایانِ یک علاقه ، ما کسی را از دست نمیدهیم.
خودمان از دست میرویم ، آن خود دلبستهی خوشحال سرسخت امیدوار.
بهصورت خلاصه اگر بخوام دلیلش رو بگم ؛
همیشه اونجایی که باید جدی میبودم دلقک بودم ، و اونجایی که باید دلقک میبودم جدی بودم.