-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
من مشكلى با مهربون بودن ندارم ، اينكه بهم بگن تو مهربونى اذيتم ميكنه.
يعنى ذات مهربونى و مهربان بودن رو ميپسندم ، اما اينكه يكى بهم بگه تو مهربونى بار معنايى منفى بهم القا ميكنه و صفت مثبتى براى نسبت دادن نميدونش :))
من سهمِ خودم را انجام دادم.
امیدوارم غیبتِ من آرامشی به تو بدهد که عشقِ من نتوانست.
یکی از سختترین بلاهایی که میتونه سرت بیاد سوگواری برای ازدستدادنِ آدمیِ که هنوز زندهست.
دلم میخواد یه کافه بزنم که همه میزهاش فقط یدونه صندلی داشته باشه فقط نمیدونم اسمشو چی بزارم.
قلب یه زن انقدر پاکه که اگه اونو اذیت کنی گریه میکنه ، اما اگه تو رو اذیت کنه باز هم گریه میکنه.
آهنگ خیلی مهمه ؛
اگه آهنگ مناسبمو پیدا نکنم ، نه میتونم رانندگی کنم ، نه میتونم ورزش کنم ، نه میتونم دوروبرمو مرتب کنم ، نه میتونم حموم کنم ، نه میتونم به ادامه ی زندگی برسم.