من عصبانی نیستم.
من دارم درد میکشم و باعثش تویی.
تویی که انتظار میرفت من و بیشتر از همه چیز دوست داشته باشی.
عزیزم پزشکم گفته تا چندماه دیگه کاملا فراموشت میکنم
گفته حالم بهتر میشه و میتونم برگردم ب زندگی
میتونم با خیال راحت با آدما معاشرت کنم و هرکسی رو که میبینم یاد تو نیوفتم
عزیزم از تو چه پنهون
روم نشد بهت بگم رها کردنت خیلی برام سخته
غرورم نذاشت
اگه میگفتمم فایده ای نداشت
عزیزم من هنوز دور از چشم همه ی دوست و اطرافیان و خانواده و پزشکم
خیلی ریز و نامحسوس
تو خلوتم به تو فکر میکنم
تنها چیزی که ازت برام مونده غمِ!
از قوی بودن و به رو نیاوردن قلبم به درد اومده و چشمام خیس.
میترسم فراموشت کنم
تو تنها کسی بودی که قلبم دوسش داشت
تو عزیزِ قلبم بودی
تو عزیزترینم بودی عزیزم.
اون شب تا صبح بیدار موندم و گریه نکردم .
فقط به سقف اتاقم خیره شده بودم .
ولی از اون لحظه به بعد دیر کنم گریهام میگیره
دستم خش برداره گریهام میگیره ، لیوانِ چاییم بریزه گریهام میگیره .
اما من فقط اون شب گریه نکردم.
توصیهٔ من به شما عزیزان اینه که تا میتونید بخوابید.
ول کنین گوشی رو ، کسی پیام نمیده.
کسی هم منتظر نیست بهش پیام بدین.
بگیرین بخوابین ؛ خواب خوبه ، خواب ولت نمیکنه :).
راستش ماها هيچكدوم آدماى ضعيفى نيستيم
فقط خودمون انتخاب ميكنيم درمقابل كى بى دفاع باشيم.