استرس دیگه شده بخشی ازم ، اینجوری نیست که بره بیاد ؛ همینجوری همیشه هست برا خودش.
از شعور مامانم بخوام براتون بگم ؛
میخواست به مادر همکلاسی داداشم ویس بده ، ازش سوال کرد :
امکان گوش دادن به ویس رو دارید ؟
بخدا قصد شوخی ندارم
ولی بچه ها من رفتم کتاب دفاعی رو نگا کردم ؛
هیچییی از حملهی موشکی و دفاع و اینا نگفته🫠💔
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
با حرفاش میگفت "برم" ولی چشمهاش میگفت "بغلم کن". - شبتونبیغم 🤍"
عزیزم امشب میخواستم بهت بگم که یه چیزایی هست که نمیدونی ، ولی فعلاً بهخیر گذشت.
- شبتونبیغم 🤍"