نمیدونم چه اتفاقی برام افتاده اما واقعا خستم
این روزا اصلا دلم نمیخواد با کسی حرف بزنم ، دلم نمیخواد کسیو ببینم ، دلم نمیخواد از خونه برم بیرون
فقط میخوام یه گوشه بخوابم
همین
چه حوصلهای دارین برای تلافی ؛
رها کنین مثل محمود درویش که میگه :
همین تو را بس که من دیگر آن طور که تو را میدیدم ، دیگر نمیبینم.
تراپیستم میگفت :
"آدمهایی افسرده میشن که مهربون ترن ، فداکارترن ، باگذشت ترن ، حساس ترن.
اینجور آدمها اگه باهاشون کنار بیای واقعا خوشبختت میکنن.
اما اگه درکشون نکنی و رو اون دنده بیفتن دیگه هیچی جلودارشون نیست."