سنم که بالا رفت فهمیدم دیگه فقط از آدمهایی که یاد گرفتن در لحظه زندگی کنن خوشم میاد.
افرادی که برای آینده تلاشگر هستن اما حال رو له نمیکنن.
دیگه پذیرفتم هر ارتباطی پایانی داره ، باید عشق بگیرم و عشق بدم ، فقط یهبار بجنگم ، بعد بگذرم .
تنها چیزی که هیچوقت عادی نمیشه برام و هربار عین بار اول درد داره، دیدن اینکه یکی میتونه یه کاریو انجام بده اما برای من نکرد هیچوقت.