-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
چمیدونم مثلا تکست بده بگو : «جنگ واقعی و چشمهایِ تو ، تو دلِ من به پا میکنه.»
چمیدونم مثلا بیا من رو بردار با خودت ببر اونجایی که همیشه حس زندگی کردن هست.
کاش یکی مثل مهیار بهم میگفت :
باهام لج کن ، بد باش ولی . .
فقط باش ، فقط باش ، فقط باش 🥲')
به خودم نگاه کردم و گفتم :
« خیلی تلاش کردم اما نتونستم برات کاری کنم ، متاسفم . »
دلم میخواست توی یه چیزی "خیلی" بودم ؛
مثلا خیلی خوشگل ، خیلی خوشهیکل ، خیلی پولدار ، خیلی موفق ، خیلی درسخون ، و ... ولی همه چیم
"خیلی معمولیه".