نمیدونم متوجه منظورم میشین یا نه ولی؛
قبل اینکه از دست کسی ناراحت شم اول از دست خودم ناراحت میشم ، که اصن چرا اجازه دادم تو انقد مهم بشی که منو ناراحت کنی.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
- مگو ك با تو چه کردم ، بگو چهها ك نکردی :)!
- هنوز در کف دستهایمان جنازه امید نفس میکشد :)!
وقتی ناراحت بودم ، به او گفتم که نمیخواهم او را ببینم ، پس چراغ را خاموش کرد و در کنارم ماند.
به مسیری قدم گذاشتم که هیچی ازش نمیدونم.
از نزدیکانم کسی نیست که این مسیر رو رفته باشه ؛ از اجدادم هم همینطور.
اما آینده ؟ نمیدونم.
سوال «دقیقا میخام به چی برسم؟»
خرخرهام رو گرفته و ول نمیکنه.
چون همراهش یه عالمه فکر و سوال و احساس و شک و تردید و کلی ادویهجات داره. و من هیچ جوابی ندارم ، حتی گاهی اوقات نمیدونم چرا ادامه میدم ، نمیدونم چرا ایستادهام ، نمیدونم..
بله من نمیدونم ؛ حتی گوگل هم نمیدونه.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
اگه درست نشد ، بیا دو تایی پاستا درست کنیم بخوریم.
اگه درست نشد بیا دوتایی زیر بارون شیرکاکائو بخوریم.
وای بچه ها
با اینکه مدرسه تموم شده
ولی ما گروه بچه های سال آخر رو داریم و هرازگاهی صوبت میکنیم
و الان به حدی داره خوشمیگذره ک😭😂
خدایا منو آدم کن به بقیه چیزی نگم
امیدوارم رها بشید ، از رنجهایی که در موردش با هیچکس صحبت نمیکنید.
امیدوارم برنده بشید ، توی جنگ هایی که در سکوت باهاشون دست و پنجه نرم میکنید.
امیدوارم برسید، به همون هدفی که صبح تا شب بهش فکر میکنید.
امیدوارم اونجوری که دوست دارید حل بشه ، همون مشکلی که توی خلوت و شلوغی توی ذهنتونه و داره وجود شمارو داغون میکنه بدون اینکه بقیه بفهمن.
-دیاکو.
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
حرف زدن بعد مدتها با کسی که تا همین چند ماه پیش رکیک ترین فحشا رو بهم میدادین واقعا اذیت کنندس
سرد بودن ، صمیمی نبودن ، خبر نداشتن از هم ، دور شدن ..
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
حوصله ندارم به بقیه بگم چمه واسه همین جوری خودمو نشون میدم که انگار چم نیست - شبتونبیغم 🤍"
این کسیه که منتظره بهش شب بخیر بگی تا بخوابه.
- شبتونبیغم 🤍"