در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم،
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم.
یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا،
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم.
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم،
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم.
این کوزه ترک خورد چه جای نگرانی است؟
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم.
خاموش مکن آتش افروخته ام را،
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم.
-فاضل نظری.
یه دورانی با بچه مشاعره میکردم :)
کلی گپ مشاعره داشتم ک عضو ثابت و فعال بودم
الان کجام و چقدر از شعر و حال و هواش دورم💔
با یادآوریش غم سراسر وجودمو گرفت 🙂
تورا هیچگاه آرزو نخواهم کرد ؛
تورا لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی نه با آرزوی من.
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
دیشب داشتم تو دفترچه ثبت روزمرگیهام یه چیزی مینوشتم که از دستم افتاد و رفت روی صفحات قبلی که یه چ
تو چه دانی که پس هر نگه سادهی من
چه جنونی، چه نیازی، چه غمیست
یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز
بر من افتد، چه عذاب و ستمیست
دردم این نیست ولی
دردم این است که من بیتو دگر
از جهان دورم و بیخویشتنم
تا جنون فاصلهای نیست ازینجا که منم.
-اخوان ثالث.
-شبتونبیغم 🤍"
ببینید بچهها افسردگی غم نیست ، ناراحتی و سر رفتن حوصله نیست.
افسردگی عدم تمایله.
عدم تمایل به هیچ چیز.
عدم تعلقه و عدم انگیزه.
حالا اگه فکر میکنید با مسافرت و کتاب و اینا درست میشه ، نمیدونید افسردگی چیه.
مرا جوری در آغوش بگیر
که انگار فردا میمیرم و
فردا جوری در آغوشم بگیر که انگار
از مرگ بازگشتهام.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
ببینید بچهها افسردگی غم نیست ، ناراحتی و سر رفتن حوصله نیست. افسردگی عدم تمایله. عدم تمایل به هیچ چ
من یادم نمیاد این پست رو کی گذاشتم🤡