تورا هیچگاه آرزو نخواهم کرد ؛
تورا لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی نه با آرزوی من.
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
دیشب داشتم تو دفترچه ثبت روزمرگیهام یه چیزی مینوشتم که از دستم افتاد و رفت روی صفحات قبلی که یه چ
تو چه دانی که پس هر نگه سادهی من
چه جنونی، چه نیازی، چه غمیست
یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز
بر من افتد، چه عذاب و ستمیست
دردم این نیست ولی
دردم این است که من بیتو دگر
از جهان دورم و بیخویشتنم
تا جنون فاصلهای نیست ازینجا که منم.
-اخوان ثالث.
-شبتونبیغم 🤍"
ببینید بچهها افسردگی غم نیست ، ناراحتی و سر رفتن حوصله نیست.
افسردگی عدم تمایله.
عدم تمایل به هیچ چیز.
عدم تعلقه و عدم انگیزه.
حالا اگه فکر میکنید با مسافرت و کتاب و اینا درست میشه ، نمیدونید افسردگی چیه.
مرا جوری در آغوش بگیر
که انگار فردا میمیرم و
فردا جوری در آغوشم بگیر که انگار
از مرگ بازگشتهام.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
ببینید بچهها افسردگی غم نیست ، ناراحتی و سر رفتن حوصله نیست. افسردگی عدم تمایله. عدم تمایل به هیچ چ
من یادم نمیاد این پست رو کی گذاشتم🤡
وقتی دخترا براتون ناز میکنن ، اون لحظه به ناز کشیدن احتیاج دارن ؛ نه این که بشینی قانعش کنی که غیر منطقی داره رفتار میکنه =)!