در موردش هیچ حسی ندارم ، فقط در موردش منتظرم ، نمیدونم منتظر چی یا کی ، فقط منتظرم.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
تایپم اونیه که منو از خودمم بیشتر بلد باشه.
تایپم پسریه که خط قرمزش اشکایِ من باشه.
خیلیا هستن که هر شب گریه میکنن ، اما روز بعد میتونن با نشاط به فعالیت های خودشون ادامه بدن ، میتونن بار سنگین رو دوششون رو بپوشنن ، و این کار سختیه.
00:00
- تو یه استکان چای بهم بده خودم بلدم چطور باهاش خوشحال زندگی کنم...
+ با یه استکان چای فقط؟
- نه ... گفتم " تو " یه استکان چای بهم بدی...
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
تو هيچوقت قرار نيست بفهمى من براى اينكه تورو ناراحت نكنم ، چقدر خودمو ناراحت كردم.