هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
من میخوام موفق شم ، عشق و تجربه کنم ، مهاجرت کنم ، خونه ادایی خودمو داشته باشم ولی از اونورم همزمان میخوام خودمو از پنجره پرت کنم پایین=(
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
آدمها بهت میگن دوستتن؛ بعد بعضیاشون تولدت رو یادشون میره تبریک بگن ، بعضیاشون میان شهرت و بهت خبر
جالب تر اینکه . .
بعضیاشون وقتی مشکلاتتو براشون تعریف کردی راهکار و مشاوره نمیدن ، بعضیاشون حالتو نمیپرسن و نگرانت نمیشن ، بعضیاشون وقتی نیازشون داری دسترس نیستن🫠
هدایت شده از -معشوقهٔآفتابگردان-
هرچی هم که بشه، ما داخل زندگی بقیه نیستیم. غمهای هرشخص بسته به اون بازهی زمانی و سنی که داخلش هست، نوع زندگی که تا الان گذرونده، میزان درک و آستانهی صبرش متفاوته. جدا از اینکه اون غمی که با تو به اشتراک گذاشته شاید فقط آخرین قطرهای بوده که لیوان تحملش رو سرریز کرده. فکر نمیکنم نادیده گرفتن غم دیگران که برای ما ممکنه بزرگ و کوچک باشن کار درستی باشه، مورد تمسخر قرار دادنشون که به کنار.
آدمها گاهی اوقات دنبال بیجانهایی هستند که فقط خودشون رو که با یک مو به زندگی وصلاند، سر پا نگه دارند.