نمیدونم چرا
ولی همیشه آدم بدهی ماجرا من بودم
اونی که رفت ، اونی که برنگشت ، اونی که نساخت ، اونی که خسته شد وَ وَ وَ
جدی حتی یبارم از خودت نپرسیدی چرا من برنگردونمش ؟ چرا من پا پیش نزارم ؟ چرا من دلشو بدست نیارم ؟ چرا من معذرت خواهی نکنم ؟ جدی چرا تو هیچ کاری نکردی ؟
برمیگشتم که چی ؟
میگن امشب ، شب آرزو هاست ، من که نمیدونم ولی بزار برات آرزو های خوب کنم :
امیدوارم دلت اونجوری بخنده که هیچوقت نخندیده ، امیدوارم آرزوهات تو یک قدمی ِ رسیدن همین دور و برا باشن ، امیدوارم که روز به روز لولِ کاری شخصیتی و معنویت رو بالا تر ببری و در نهایت برات آرزو میکنم که توسط کسی که دوسش داری دوست داشته بشی . . 🤍"
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
اگه بدونید الان چجوری زندم به زنده بودنم افتخار میکنید
عا اینجا داشتم بهتون میگفتم ک داشتم امروز میمردم حقیقتا تا
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
عا اینجا داشتم بهتون میگفتم ک داشتم امروز میمردم حقیقتا تا
این موقع :))
بعدش دیگه یکم زنده شدم
این چه حکمتی داره که صبح جمعه که میخواهی دیر بیدار بشی ، خیلی زودتر از همیشه بیدار میشی و در طول روزم از کم خوابی کسلی . .
فک میکنم؛
یکی از بهترین حسای دنیا اینه که
یه نفر خیلی واضح نشونت بده
که چقدر براش مهمی :))
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی.
و اگر هستی ، کسی هم به تو عشق بورزد؛ و اگر اینگونه نیست ، تنهائیت کوتاه باشد.
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!