ولی من خیلی حسرت اینو دارم که چرا یه جاهایی نزدم زیر میز ، میزو چپه کنم برم بیرون ؛ و موندم و تحمل کردم.
امیدوارم آدمی بیاد تو زندگیتون که هرلحظه که نگاهش میکنید با خودتون بگید :
«مگه میشه یه آدم تا این حد مجموعهی کلِ آرزوهام باشه؟!»
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
چه دست هایی داری ؛ شبیه بوسه.
دستاتو بده من ، بیا بریم زیر بارون دراز بکشیم.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
یه ریپ میزارم واسه شات هایی ک میزارم از چت هام :)
وقتی رفیقم استوری میزاره که با کس دیگه بیرون بوده :
بحث کردن جواب نمیده ؛
مگه اینکه دو نفر به همدیگه گوش بدن ، همو درک کنن و وقتی اشتباه کردن ، عذرخواهی کنن.
00:00
- میخواهی برایت یک قصه تعریف کنم
که آخرش را نمیدانم؟
+ تعريف كن.
- دوستت دارم.
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!