من بشدت به جملهی »آدما میان
یه مدت خوش میگذرونین و میرن» معتقدم
مانع رفتنشون نشین
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
زندگی بهت آدمایی که میخوای رو نمیده، بهت آدمایی رو میده که بهشون نیاز داری: برای اینکه دوستت داشت
امشب به خوابم بیا ، ابری در چشمهایم
مانده که بی شانه های تو نمی بارد.
- شبتونبیغم 🤍"
جادوگرها بهش میگن وِرد ،
مذهبی ها بهش میگن دعا ،
معنوی ها بهش میگن قانون جذب ،
آتئیست ها بهش میگن اثر پلاسیبو ،
دانشمندها بهش میگن فیزیک کوانتوم ،
همه سر اسمش دعوا میکنن ؛
اما هیچ کس وجودش رو انکار نمیکنه.
- پونزده شونزده سالم ك بود چون ازش خوشم میومد رفتم
با رنگ رو دیوار خونشون نوشتم : ‹ پری دوستت دارم ! ›
داداشاش وقتی دیدن بعد یه فصل کتک زدن مجبورم کردن دیوار خونه رو رنگ بزنم ، رنگ زدم ولی باز ردّ اون ‹ دوستت دارم › موند ! ده دوازده سال بعد وقتی دستم به دهنم رسید رفتم خواستگاریش و زنم شد یادمه پری روز خواستگاری
گفت : موندم پایِ همون نوشتهیِ کمرنگ رویِ دیوار . .
حالا ك بیست سی سال ازون روزا گذشته به بچههام میگم :
یه جوری عاشق شین ، یه جوری عاشقش کنید ك ردِ دوست داشتنتون تا ابد رویِ دیوارِ دلش بمونه حتی اگه بره : )!🤍