- پونزده شونزده سالم ك بود چون ازش خوشم میومد رفتم
با رنگ رو دیوار خونشون نوشتم : ‹ پری دوستت دارم ! ›
داداشاش وقتی دیدن بعد یه فصل کتک زدن مجبورم کردن دیوار خونه رو رنگ بزنم ، رنگ زدم ولی باز ردّ اون ‹ دوستت دارم › موند ! ده دوازده سال بعد وقتی دستم به دهنم رسید رفتم خواستگاریش و زنم شد یادمه پری روز خواستگاری
گفت : موندم پایِ همون نوشتهیِ کمرنگ رویِ دیوار . .
حالا ك بیست سی سال ازون روزا گذشته به بچههام میگم :
یه جوری عاشق شین ، یه جوری عاشقش کنید ك ردِ دوست داشتنتون تا ابد رویِ دیوارِ دلش بمونه حتی اگه بره : )!🤍