-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
توانِ اینو دارم برا غمِ هر کدوم از شخصیت های رمانم ساعت ها گریه کنم🥲
منم الان توانشو دارم بشینم به حال خودم زار بزنم :/
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
- یه آدم باید خیلی برات امن باشه که جنبهی شنیدن ناامنیهات رو داشته باشه . - شبتونبیغم 🤍"
من مدال طلای غصه خوردن برای اتفاقات نیفتاده رو دارم.
- شبتونبیغم 🤍"
همیشه بزرگترین سوالم بعد از قطع ارتباط با آدما اینه که آیا اونم دلش واسه من تنگ میشه؟
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
ولی بهترین زمان اونجاییه که ورژن احساسیت برگشته و همه چی داره بهتر میشه.
احساساتتون رو جمع کنید بریزید تو گونی درش رو هم محکم ببندید ، بندازین توی انباری. این دنیا جایِ ابراز علاقه و احساسات نیست.
مشكل من؟
کافیه یچیزی یک دقیقه منو به هم بریزه.
تا ۴۸ ساعت بعدش درگیری روانی دارم.
دلم میخواد یکیو انقد دوست داشته باشم که مطمئن باشم همیشه میتونم رو بودنش حساب کنم.