آرزو میکنم در ناباورانهترین حالت زندگیتون ، اون اتفاق قشنگی که فکرش هم نمیکنید بیفته.
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
دلم عمیقاً زار تراپی میخواد ؛
اینجوریه که دو تا غریبه همدیگه رو بغل کنیم و برای این روزامون زار بزنیم.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
من پلی لیستمو گوش ندادم ، تجربش کردم.
منم پلیلیستمو گوش ندادم، حرکات بدنم و باهاش هماهنگ کردم
تا وقتی بدنمو دارم که هرماه شکنجه ام کنه و باعث شه از درد گریه کنم دیگه دشمن لازم ندارم:))
بچه بودم زیاد میخوردم اینور اونور زخمی
میشدم مامانم میگفت :
بیا جای زخمتو بوس کنم خوب شه ، خوبم میشد ،
پول واسه تراپی ندید ، یکیو پیدا کنید روحتونو بوس کنه
زخماش خوب شه :)