کاش اونقدر که الهام برای سمانه مهم و تو زندگیش نقش داره ؛
برای اطرافیانم مهم بودم :)))))))))))))
پس تو کی قراره برگردی و همه روزای خراب شده رو درست کنیم؟
نکنه جدی جدی قرار نیست ببینمت دیگه
از یه جایی به بعد
با خیلی از آدما کم حرف میشی
چون احساس میکنی اونجور که باید نمیفهمنت
و این خیلی دردناکه، درد فهمیده نشدن.
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
همیشه همونی که میگه آخه کی دلش میاد تو رو اذیت کنه ، بیشترین آزارو میرسونه - شبتونبیغم 🤍"
میدونستم برمیگرده میدونستم پشیمون میشه. همینطورم شد، بعد از مدتها دست از پا درازتر برگشت، نوتیف پیامش که افتاد رو گوشیم دیگه با ذوق پیامشو باز نکردم، دیگه مثل قبل ساعتها تو چتش نخوابیدم، دیگه برای حرف زدن باهاش مشتاق نبودم، دیگه مثل گذشته همه کارامو بخاطرش کنسل نکردم، نوتیف پیامشو رد کردم، کارمو انجام دادم و وقتی حوصلم گرفت جوابشو دادم. میدونی چیزی به اسم عشق و اعتماد تو من مُرده بود، بعضی وقتا خیلی دیره برای جبران، برای عذرخواهی.
- شبتونبیغم 🤍"
اصلا هم حرف دل بهتر نیست در دل بماند.
آدما میشنون یادشون میره ، ولی حرفای توی دلت مثل خوره به جونت میوفته.