هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
همیشه همونی که میگه آخه کی دلش میاد تو رو اذیت کنه ، بیشترین آزارو میرسونه - شبتونبیغم 🤍"
میدونستم برمیگرده میدونستم پشیمون میشه. همینطورم شد، بعد از مدتها دست از پا درازتر برگشت، نوتیف پیامش که افتاد رو گوشیم دیگه با ذوق پیامشو باز نکردم، دیگه مثل قبل ساعتها تو چتش نخوابیدم، دیگه برای حرف زدن باهاش مشتاق نبودم، دیگه مثل گذشته همه کارامو بخاطرش کنسل نکردم، نوتیف پیامشو رد کردم، کارمو انجام دادم و وقتی حوصلم گرفت جوابشو دادم. میدونی چیزی به اسم عشق و اعتماد تو من مُرده بود، بعضی وقتا خیلی دیره برای جبران، برای عذرخواهی.
- شبتونبیغم 🤍"
اصلا هم حرف دل بهتر نیست در دل بماند.
آدما میشنون یادشون میره ، ولی حرفای توی دلت مثل خوره به جونت میوفته.
وای دوستمممم برام کتاب خرررریده و من از ذوق فصل اولشو همون روز خوندم🥹 و الان وقت ندارم بقیشووو بخونم و غممممم💔
دارم فکر میکنم هفته ی بعدی انقدر سرم شلوغه و برنامه هام ریخته بهم ، فقط میتونم گریه کنم :))
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
بهم وابسته باش ، همیشه بهم پیام بده ، سلفی بفرست ، با ویسای طولانی از روزت بگو ، ویدیو مسیج یهویی ب
منو بغل کن ؛ اونقدر محکم که قلبامون باهم یکی بشن.
منو بغل کن ؛ اونقدر محکم که جا برای حسای بدم نمونه ، پرواز کنن و برن.
منو بغل کن ؛ اونقدر محکم که تیکه های شکسته ی دلم دوباره بهم بچسبن.
منو بغل کن اونقدر طولانی که ببارم و بمیرم.