متأسفانه مشکل اینجاست الان تو همون سنیام که وقتی بچه بودم فکر میکردم اگه برسم بهش دیگه فقط عشق و حاله :)))))))
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
روز 3 : کیمیاگر
روز 4 : ساحل ، زیر دریا ، تور دور دنیا ، تو آسمونا ، خونه دیبا اینا
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
روز اول : بامزه ام ، عصبی ، مهربون ، خوشگلم🙂↔️ روز دوم : حرف زدن با ادمای مورد علاقم تو تنهایی واسه
روز سوم :
گزارش یک قتل از پیش اعلام شده .
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
روز چهارم یه لبست خیلی طولانیههه😂
روز چهارم :
دیدن آبشار نیاگارا ، دیدن اهرام مصر ، دیدن ایستگاه فضای ناسا و اتاق پرتاپ موشک ، سفر چند ماهه با بار ِ کم توی اروپا ، سفر به آنتارکتیکا ( قطب جنوب ) ، دیدن نقطه ی تلاقی اقیانوس آرام و اقیانوس اطلس از آلاسکا ، دیدن آتیش بازی شب سال نو از سیدنی استرالیا ، دیدن فصل شکوفه های ژاپن ، سفر به اورشلیم ( فلسطین ) ، قایق سواری تو ونیز ، رفتن به گل فروشی های هلند ، رفتن تاج محل تو هند ، دیدن جشن بزرگداشت مولانا تو قونیه ، دیدن دیوار چین ، رفتن به جزیزه ی جیجو تو کره ، رفتن به گرجستان و دیدن نزدیک شدن علی و نینو ، سفر با قطار Orient Express از پاریس تا استانبول ، ساحل صورتی تو اندونزی ، عکس گرفتن با برج پیزا ، بوسیدن آدم مورد علاقم تو برج ایفل و در آخر دیدن دیدن شفق قطبی🥲
اینا رو یادمه :))))
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
روز چهارم : دیدن آبشار نیاگارا ، دیدن اهرام مصر ، دیدن ایستگاه فضای ناسا و اتاق پرتاپ موشک ، سفر چند
اینا همه خارج از ایران
داخل ایرانم بگم😭😂؟
یه اخلاق بدی که دارم راجب چیزی که ناراحتم میکنه حرف نمیزنم، بعد همه اینا رو هم جمع میشه و یه جا خیلی بد نشونش میدم که طرف تعجب میکنه از یه واکنش خیلی زیاد نسبت به یه کار کوچیک.
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!